مددکاری در اسلام

مددکاری در اسلام

 

به طور کلی نظام اسلامی نظامی نیست که افراد جامعه را در توانمندی به کار گیرد و در ناتوانی فراموش کند. در نظام اسلامی الگوی کارگزاران نظام، به ویژه مددکاران اجتماعی، مولای متقیان علی (ع) است که از بی¬توجهی به پیرمرد نصرانی خشمگین می¬شود و فریاد بر می¬آورد که «تا جوان بود او را به کار کشیدید اکنون که پیر شده و ناتوان گشته است وی را به حال خود رها می¬کنید و از احسان و کمک به او باز می-مانید.»-  وسائل الشیعه، ج ۱۱، ص ۴۹

 

امام علی (ع) در جایی دیگر در سفارش خود به یکی از کارگزارانشان می¬فرمایند: «… آنان که راه چاره ندارند و از درویشان و نیازمندان و بینوایان و از بیماری برجای ماندگان¬اند که در این طبقه مستمندی است خواهنده و مستحق عطایی است به روی خود نیاورده، و برای خدا حقی از خود را به آن اختصاص داده و نگهبانی آن را به عهده¬ات نهاده، پاس دار و بخشی از بیت¬المال و بخشی از غله¬های زمین¬های خالصه را در هر شهر به آنان واگذار… و با آنان چنان رفتار کن که چون خدا را دیدی جای عذرت بماند که این گروه از میان مردم به انصاف نیازمندترند از دیگران و…»- سیدجعفر شهیدی، ۱۳۷۰، ص ۳۳۵-۳۳۶

آری، آیین مقدس اسلام در مسیر خدمات اجتماعی و تأمین نیازهای انسان از مرز توصیه به نیکوکاری و ارشاد و دعوت مردم به محبت و یاری، یا حمایت از سالمندان و کودکان فراتر رفته و قوانین مشخص و تکالیف شرعی بر همگان فرض نموده است. فرامین این مذهب جهان شمول در قالب اعمال واجب و مستحب و حرام و مکروه، مسلمانان را در موارد متعدد ملزم به انجام وظایفی دربارۀ ایتام و بی¬سرپرستان، سالخوردگان، والدین و حقوق آنان و مصیبت¬دیدگان و مبتلایان به بلا، ستمدیدگان و مظلومان، فقرا و مستمندان، در راه ماندگان و غربا، ارحام، همسایگان، بیماران، اسراء، بدهکاران، مقروضین، برهنگان، و دیگر افراد و گروهها نموده است و پس از تأکید و توصیه در حمایت، و یاری همه دردمندان و نیازمندان، چگونگی حمایت و مددکاری و مشاوره و راهنمایی را نیز به شکل قوانین مشخص و مدون تعیین کرده است. این قوانین در آیات قرآن و احادیث و فقه اسلامی ابعاد گسترده¬ای دارد که به نمونه¬هایی از آن اشاره می¬شود:

۱- «و امرهم شوری بینهم» در امور یکدیگر مشورت کنند (آیه ۳۸ سورۀ شوری)

۲- و خدای تو حکم کرده که جز او هیچ کس را نپرستید و دربارۀ پدر و مادر نیکویی کنید و چنانچه هر دو یا یکی از آنها پیر و سالخورده شوند که موجب رنج و زحمت شما باشند زنهار کلمه¬ای که رنجیده خاطر شوند مگویید و کمترین آزار به آنها نرسانید و با ایشان به اکرام و احترام سخن گویید. (آیۀ ۲۳ سورۀ الاسراء)

۳- مؤمنان کسانی هستند که زکات مال خود را به فقرا می¬دهند. (آیه ۴ سورۀ مؤمنون)

۴- بر نابینایان و لنگان و بیماران باکی نیست که (به جهاد نروند) یا تندرستان با آنان همسفره و معاشر شوند… (آیۀ ۶۱ سورۀ مؤمنون)

۵- حقوق نزدیکان و خویشاوندان و مسکینان و در راه بازماندگان را ادا کن که صلۀ رحم و احسان به فقیران برای آنان که مشتاق لقای خدا هستند بهترین کار است و هم اینان (که نیکی می¬کنند) رستگاران عالمند. (آیۀ ۳۸ سورۀ روم)

۶- هرگز نیکی و بدی یکسان نیست؛ بدی را با نیکی دفع کن، ناگاه (خواهی دید) همان کس که میان تو و او دشمنی است، گویی دوستی گرم و صمیمی است. (آیۀ ۳۴ سورۀ فصلت)

با تأمل در این آیات می¬توان گفت که دین مبین اسلام بر رسیدگی به نیازمندان تأکید زیاد دارد و در این خصوص برای خویشان نیازمند اولویت قائل شده است. تأکید اسلام بر این اولویت شاید به دلیل توجه به خانواده باشد و اینکه شناسایی افراد نیازمند در میان خویشان آسان¬تر صورت می¬گیرد.

رسول اکرم (ص) درباره توجه به نیازمندان و ایتام می¬فرماید: «برترین اعمال از نظر خداوند، خنک ساختن دلهای سوخته تشنگان و سیر کردن شکم¬های گرسنگان است. قسم بر آنکه هستی محمد در اختیار اوست ایمان به من نیاورده آنکه سیر بخوابد و برادر مسلمان یا همسایه او گرسنه باشد.»

همچنین از آن حضرت است: «بهترین خانه¬های شما خانه¬ای است که در آن یتیمی مورد احسان و عطوفت باشد و بدترین خانه¬های شما خانه-ای است که در آن به یتیمی بدرفتاری و ستم شود. من و کسی که کفالت یتیمی را به عهده بگیرد در بهشت مانند دو انگشت همراهیم.»

از امام صادق (ع) روایت است که هر که خواری از روی برادر مؤمن خود بردارد خدای متعال ده حسنه برای او بنویسد و هر که برروی برادر مؤمن خود تبسم کند خدای تعالی از برای او حسنه ثابت کند.

امام علی (ع) به کمیل فرمود: به حق آن خدایی که شنونده است و فریادها و آوازها را احاطه نموده، نیست کسی که دلی را شاد گرداند مگر آنکه خدا در دل او سرور و خرمی می¬آفریند و مورد لطف و مهربانیش قرار دهد که هرگاه اندوه و مصیبتی به او رسد آن مهربانی به طرف آن اندوه مانند آب در سراشیبی روان گردد تا او را از آن محنت و مصیبت و پریشانی دور سازد همچنان که شتردار از گله خود شتر غریبه را دور می¬گرداند. (وسایل¬الشیعه، ج ۱۱، ص ۵۷۳)

حضرت علی (ع) بزرگ مددکار عالم اسلام و دیگر معصومان (ع)، نیز چه در مقام گفتار و چه در عمل بهترین راهنما و مشوق در دستگیری از نیازمندان و فقرایند و تأکید فراوان آنها به این امر نشانۀ جایگاه و اهمیت مددرسانی به نیازمندان در دین اسلام است. در بخشی از کتاب جرج جرداق این کلام مولای متقیان علی (ع) آمده است که: «آیا من خود را راضی کنم که به من امیرالمؤمنان بگویند ولی در سختی¬های زندگی و روزگار با آنها دمساز نباشم.»

توجه حضرت علی (ع) به فقرا نه فقط برای پر کردن شکمشان بود که آن بزرگوار از پیامدهای فقر که آفت دین بود آگاه بود و به همین دلیل است که می¬فرماید «اگر فقر به صورت مردی مجسم می¬گشت آن را می-کشتم.»

همچنین این نویسنده مسیحی در کتاب خود در این زمینه آورده است «آن را که فقر و نداری هر فضیلت اخلاقی را از او سلب کرده و احتیاج و درماندگی، آرامش دل و اطمینان خاطر را در او کشته و تباه ساخته است، نمی¬تواند خود را به راستی و درستی بیاراید و به پاکی و پاکدلی ممتاز و برجسته شود و در شادی فضایل اخلاقی سر کند و حسد و کینه و بغض و نفرت و سایر مظاهر انحراف از خیر و نیک را بزداید. آن کس که آتش گرسنگی درونش را عذاب می¬دهد و خون زندگی را در رگ و پوستش می¬خشکاند و نور ایمان را در دلش خاموش می¬سازد، دوستی را به کینه-ای عمیق و آرامش خاطر و پاکی روح را به بدبینی و بغض و عداوت وحشتناک بدل می¬سازد، نمی¬تواند فردی مطمئن به زیبایی¬های زندگی و موهن به عدالت دیگران و راهنمای عدالت دیگران و راهنمای برادر خود و دوست مردم باشد.

… آن که محتاج قرص نانی است نمی¬تواند فاضل باشد نان برای همه وسیله صلح و آرامش است، اما استقرار نظم وسیله¬ای است که انسان را آماده تفکر و احساس می¬نماید، و همبستگی را با مردم براساس صحیح استوار می¬سازد.

رفع احتیاج و نیازمندی، نردبانی است که ملت از پله¬های آن بالا می-رود و از پرتگاه محرومیت و تنگدستی که در آن احساسات شریف لگدمال شده است، نجات می¬یابد.

(- امام علی (ع) صدای عدالت انسانی، جرج جرداق، ۱۳۳۵، انتشارات دارالفکر الاسلامیه بیروت)

 

از نقاط بسیار حساس در اخلاق اسلامی حس تعاون و تعاضد و خدمت به مردم به خصوص خدمت به مؤمنان و صالحان است. از مجموعۀ تعالیم اسلامی و سیرۀ اولیاء علیهم صلوات¬الله استفاده می¬شود که پس از ادای فرایض، بالاترین وسیله برای تقرب به خداوند متعال این خصلت نیکوست. اولیای خداوند همواره در خدمت مردم بودند و شخصاً در رفع حوایج آنان اقدام می¬کردند. از قرآن مجید استفاده می¬شود که آنچه به سود مردم باشد پایدار و جاوید خواهد بود و آنچه سودمند نباشد، مانند کف برروی آب به زودی از میان می¬رود و اثری از آن باقی نمی¬ماند. (سورۀ رعد آیه ۱۷)

در حدیثی آمده است: از رسول اکرم صلی¬الله علیه و آله و سلم پرسیدند: محبوب¬ترین مردم چه کسانی هستند؟ فرمود: آن کسی که وجودش برای مردم سودمندتر باشد.( اصول کافی، ج ۲، ص ۱۶۴، حدیث ۷

به هر حال یکی از اسباب سلوک، حسن سلوک با مردم و حس خیرخواهی نسبت به بندگان خدا است و این احساس، انسان را از خودخواهی و خودبینی باز می¬دارد. و به اخلاق الهی و ملکوتی متخلق می-سازد. خداوند تعالی می¬فرماید: هم چنان که: خداوند با فضل و رحمت با شما رفتار می¬کند شما نیز نسبت به یکدیگر دارای فضل و نیکی باشید (وَ لا تَنسَوُا الفَضلَ بَینَکُم) ، مبادا این رابطۀ فطری و الهی را فراموش کنید.

رسول خدا در این باره می¬فرماید: «دخل عبد الجنّه بغصن من شوک کان علی طریق المسلمین فاما طه عنه.»

بنده¬ای از بندگان خدا در اثر اینکه شاخۀ خاری را از سر راه مسلمین برداشت اهل بهشت شد.

بنابراین با توجه به آیات صریح قرآن و فرمایشات پیامبر اکرم (ص) و دیگر معصومین (ع) چنین نتیجه¬گیری می¬شود که فرد مسلمان هیچگاه نباید نسبت به ناراحتی و گرفتاری¬های سایر مسلمانان بی¬تفاوت و از اوضاع و احوال آنها بی¬خبر باشد، خواه وجهۀ مددکار داشته باشد یا نداشته باشد چرا که کسی که در این گونه مسائل بی¬تفاوت باشد به طریق اولی در مورد مسائل مهم¬تری که در اجتماع رخ می¬دهد نیز عکس¬العملی از خود نشان نخواهد دارد. این گونه افراد، خودآگاه یا ناخودآگاه، دچار خودخواهی خاصی هستند که جز به خود به هیچ کس نمی¬اندیشند و از روح تعاون و نیکوکاری برخوردار نیستند با اینکه قرآن مجید مسلمین را به همکاری و تعاون در کارهای خیر دعوت می¬کند و می¬فرماید:

تَعاوَنُوا عَلَی البِرِّ وَ التَّقوی…

در راه نیکی و پرهیزکاری به یکدیگر کمک کنید…

افراد بی¬تفاوت و خودخواه لزوم تعاون و همکاری در نیکوکاری و

سالم¬سازی اجتماع را که یک اصل مهم اسلامی است نادیده می¬گیرند با اینکه طبق این اصل مهم تمام مسلمین وظیفه دارند در کارهای نیک و پسندیده به کمک یکدیگر بشتابند. آمده است حتی اگر کسی برای رفع حاجت برادر دینی خود گام بردارد ولی موفق نشود باز هم اجر زیادی نزد خدا دارد، تا آنجا که امام باقر (ع) فرمود: «خدای عزّوجلّ به موسی (ع) وحی فرمود: همانا از جملۀ بندگانم کسی است که به وسیلۀ حسنه و کار نیک به من تقرّب جوید و من او را در بهشت حاکم سازم ]= بهشت را در اختیار او گذارم[. موسی عرض کرد: پروردگارا! آن کار نیک چیست؟ فرمود: اینکه همراه برادر مؤمنش در راه برآوردن حاجت او گام بردارد، چه آنکه برآورده شود یا نشود.

اما اگر کسی توان رفع حاجت از نیازمندان را نداشته باشد چه باید بکند؟ پیامبر اکرم (ص) در این باره می¬فرمایند: مَن سَألَهُ حاجَۀً لَم یَرُدَّهُ اِلاّ بِها اَو بِمَیسُورٍ مِنَ القُول.

یعنی آن حضرت صلی الله علیه و اله و سلّم هیچگاه صاحب حاجت را بر نمی¬گرداند مگر با حاجت برآورده شده و در صورتی که توان برآوردن حاجت او را نداشت حداقل با سخنان امیدوارکننده پاسخ او را می¬داد.

ای دوست تا که دسترسی داری

حـاجـت بـرآر اهـل تـمـنّـا را

زیـرا کـه جستـن دل مسکینـان

شایان سعادتی است توانا را

به هر حال، اگر کسی نمی¬تواند نیاز نیازمندی را برآورد لااقل باید به گونه¬ای با او سخن بگوید که دلشکسته و مأیوس نشود.

نکتۀ مهم اینجاست که تعالیم اخلاقی، اسلام از جمله مشورت، مؤیداتی برای حکم عقل¬اند مشروط به آنکه مانند اعمال عبادی، حدود آن حفظ و موازین آن رعایت شود در اینجا توجه خوانندۀ گرامی را در حفظ حدود مشورت به حدیث جامعی از امام صادق (ع) جلب می¬کنیم:

«مشورت دارای حدودی است که باید رعایت شود و گرنه ضررش بیش از نفع آن خواهد بود. کسی که با او مشورت می¬کنید باید عاقل، آزاد، رفیق و فهمیده باشد که به منظور تو پی ببرد، زیرا اگر عاقل باشد به تو نفع می¬رساند، و اگر آزاد و متدیّن باشد با خلوص در راهنمایی تو می-کوشد، و چنان چه رفیق واقعی باشد اسرارت را پنهان خواهد نمود و اگر هم درست منظورت را درک نماید آن وقت مشورتی کامل انجام پذیرفته است» .

کوتاه سخن اینکه به حقیقت می¬توان گفت که دین مبین اسلام، دین یاری و کمک و نوع¬دوستی می¬باشد، و هیچ دین و آیینی به اندازۀ اسلام بر این اصول تأکید نداشته است. چنانچه دیدیم گزیدۀ آیات و روایات نقل شده خود گواه صادقی است بر این ادعا.

علی (ع) بزرگترین مددکار عالم¬اند که در نهایت شوکت و منزلت و مقام، شبانه با چهره¬ای پوشیده به خارج از شهر می¬رفتند تا با بیماران جذامی که مردم آنها را از خود دور کرده بودند، ملاقاتی داشته باشد و برای آنان آب و نان می¬برد و با دستان خود به آنها خوراک می¬خوراند. امام (ع) رویش را

می¬پوشاند تا مبادا، بیماران جذامی چهرۀ او را دیده و شرمنده و متأثر شوند. و یا آنگاه که مولا برای دستگیری به خانۀ زنی رفت که دو طفل یتیم داشت و همسرش را در یکی از جنگ¬ها از دست داده بود، عبا و ردای حاکمیت را کنار گذاشت و برای آن زن، هیزم می¬آورد و آتش درست می¬کرد و کودکانش را بازی می¬داد تا شاید گوشه¬ای از دردها و آلام آنان را تسکین دهد.

آری اینچنین¬اند پیشوایان بزرگ ما که نه تنها در مقام گفتار بلکه در میدان عمل نیز کارآفرین و پیشتاز بودند و هرگز خود را از قشر محروم و نیازمند جامعه جدا نکردند و همواره دستگیری و حمایت از نیازمندان و گرفتاران و بیماران را گوشزد می¬کردند امید آنکه ما نیز با تبعیت از قرآن و سنت رسول اکرم (ص) و ائمۀ اطهار (ع) در راه خدمت¬رسانی به خلق خدا پیشتاز باشیم و با صبر و حوصله در رفع حوائج مردم، اقدام کنیم. انشاءالله

اما به عنوان حُسن ختام این مقوله، شعر زیر را از پرویز شمس متذکر می¬شویم باشد که تشویقی باشد برای کلیۀ مددکاران و مشاوران صبوری که در راه خدمت¬رسانی به همنوع خود صبورانه تلاش می¬کنند.

سپاس و ستایـش به یزدان پـاک

کـه پــاک آفـریـد آدمـی را ز خـاک

خدایـم بـه توفیـق خـود یار کـرد

بــه افـتــادگـانــم مــددکــار کــرد

نخست عهد کردم ز پیمان خویش

نگردم، بگردم چو از جان شیرین خویش

سپـردنـد راز دلـی چـون به مـن

بمـانـد بــه دل تـا بـود جـان بـه تـن

چـو دیدم یک افتـاده¬ای بی تمیـز

نگیـرم دو دسـتـش بگیـرم کـه خیـز

بگشتم ز ایمان و ز شور خویش

سـزاوار تـمـکیـن منـشـور خـویـش

 

لیلا محمدپور

 

 

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *