نقش مددکاران در بهزیستی و رفاه خانواده و کودکان

نقش مددکاران در بهزیستی و رفاه خانواده و کودکان:

 

 

بهزیستی کودکان، همانند هر حوزۀ عمل دیگری مقرر می­ دارد که مددکاران اجتماعی از نظریۀ عمومی رفتار انسان و محیط اجتماعی دانش کافی داشته باشند؛ از نظریۀ عمل که شامل سیاستگذاری، خدمات، برنامه­ ها، نهادها و نحوۀ ارتباط عمل مددکاری اجتماعی با هر یک از آنها است، آگاه گردند؛ و نظریۀ عملی را که شامل روش­ های خاص یا مداخله ­هایی است که مددکاران مورد استفاده قرار می­ دهند، در نظر داشته باشند. شیوۀ عمل به مداخله ­های سازمان­ یافته بستگی دارد و به مددکاران کمک می­کند تا پدیده ­ها را بشناسند و چشم­ انداز روشنی برای ایجاد تغییر ترسیم کنند. به عبارت ساده ­تر، مداخله ­ها برپایۀ دانش و آگاهی از آنچه در حال اتفاق افتادن است، چرا در حال اتفاق افتادن است و چگونه می­ توانیم آنچه را که در حال اتفاق افتادن است تغییر دهیم، استوار است.

دانش تخصصی لازم برای این حوزه، شامل تخصص در مداخله در امور خانواده­ ها است که اغلب غیر داوطلبانه صرت می­گیرد. چنین مداخله­ ای مستلزم دانش و پذیرش مسئولیت ­ها و محدودیت­ های قانونی منحصر به فرد و نیز دانش لازم برای کار با کودک، والدین، سایر واحدهای خدمات بهزیستی، و دادگاه­ ها به طور همزمان است.

آشنایی با رشد و رفتار انسان حوزۀ دیگر دانش عمومی و کلی است. مددکاران بهزیستی کودک نیاز دارند بدانند که رشد طبیعی و بهنجار چیست؟ اگر کودکی در طی مراحل رشد طبیعی موفقیتی ندارد، مددکار اجتماعی نیازمند دانستن زمان صحیح برای مداخله است. شناخت رفتار انسان مستلزم شناخت نیازها و انگیزه ­ها، احساسات و رفتارهای او و نیز فعالیت­های کودکان است. چنین شناختی شامل آگاهی از مشکلات دوران کودکی یا تأثیر دشواری­ های مدرسه بر کودکان و خانواده­ های آنان نیز می­گردد.

نظریه­ های عمل مانند اصول و روش­های مددکاری فردی، مددکاری گروهی و پژوهش برای تمام مددکاران رفاه و بهزیستی کودک، از اهمیت خاصی برخوردار است. دست ­اندرکاران روش غیرمستقیم به داشتن دانش و آگاهی از مدیریت، نظارت و سرپرستی، و همچنین برنامه ­ریزی نیاز دارند.

کارکردهای خانواده به طور طبیعی به عوامل اقتصادی که بر افراد جامعه ­ای که در آن زندگی می­ کنند اثر می­ گذارد. مربوط می­ شود. هزینه های زندگی، استاندارد زندگی، فرصت­ های اشتغال (یا کمبود آن)، امکان دسترسی به منافع و خدمات، همه بر میزانی که خانواده می ­تواند نیازمندی­ های کودکان خود را تأمین کند، تأثیر می ­گذارند. مددکاران اجتماعی هرگز نمی ­توانند چنین متغیرهای حایز اهمیتی را نادیده بگیرند.

مددکار اجتماعی برای پرداختن به این قبیل مسایل باید از هدف و ساختار مؤسسه­ های اجتماعی و خدمات بهزیستی کودک، کارکردهای هر مؤسسه، چگونگی ارتباط آنها با یکدیگر، و اساس پیش­ بینی ­های مالی آنها آگاهی به دست آورد.

پیوند مؤثر با منابع و امکانات، به شناخت مؤسسه و ارتباط کاری حرفه­ای بین مددکار اجتماعی و متخصصان رشته­ های آموزش و پرورش، بهداشت عمومی، بهداشت روانی، آموزش ویژه، راهنمایی کودک و خدمات شغلی و حرفه­ ای بستگی دارد.

بالاخره، نمی ­توانیم اهمیت شناخت چگونگی ارتباط فرد با خانواده، جامعه، گروه ­های اولیه و ثانوی، شبکۀ همسایگان و سیستم­ های اجتماعی گسترده را نادیده بگیریم.

به طور فزاینده­ای اطلاعات ما دربارۀ چگونگی رشد شخصیت رو به افزایش است. امروزه می­ دانیم که رشد شخصیت مجموعه ­ای است از موهبت­ های غیراکتسابی، تجربه­ های مربوط به زندگی خانوادگی، امکانات محیطی و تأثیرات فرهنگی. اما علی رغم دانش همیشه در حال گسترش خود، نمی­دانیم تا چه میزان تربیت یا طبیعت در رشد شخصیت تأثیر دارند. حوزۀ اصلی تخصص برای مددکار اجتماعی سهم آموزش یا تأثیرات محیطی است. ولی به هر صورت، اختلالاتی که ریشۀ ارگانیکی دارند نیز می­ توانند بر کارکردهای اجتماعی تأثیر بگذارند؛ مددکار اجتماعی باید قادر به تشخیص این شرایط بوده از داروهایی که در این شرایط مورد استفاده قرار می­ گیرد و اثرات جانبی احتمالی آنها، آگاهی داشته باشد. در واقع، اقدام اساسی برای کودک دچار اختلال روانی، ارجاع وی به پزشک متخصص کودکان برای انجام معاینه­ های ضروری است.

شیوه ­های پرورش کودک در خانواده به اندازۀ تعداد خانواده ­ها متنوع است. مددکاران باید از تفاوت­های فرهنگی در زمینۀ تربیت کودکان آگاهی داشته باشند.

شناخت واقعی فرهنگ خانواده، جنبه­ های عاطفی روابط فرزندان و خانواده، و اینکه چه عواملی در توان بالقوۀ خانواده ­ها برای تأمین نیازمندی­های کودکان تأثیر دارد، برای متخصصان بهزیستی کودک از اهمیت فراوانی برخوردار است. آگاهی از مسئولیت­ های خانوادگی، تعهدات، وظایف و حقوق والدین، چهارچوبی را برای اجرای خدمات حمایتی و حفاظتی به دست می­دهد.

چهارمین ضابطه از ضوابط انجمن ملی مددکاری مقرر می­دارد: «مددکاران اجتماعی در خدمات حمایتی و حفاظتی کودک باید از دانش و آگاهی لازم در مورد کودکان و خانواده ­ها و نیز عواقب بدرفتاری و غفلت در مورد کودکان برخوردار باشند.» هم پژوهش و هم نظریه مددکار اجتماعی را در شناخت ارتباط متقابل بین سوء استفادۀ بدنی و جنسی و عاطفی از یک سو، و غفلت و مسامحه­ کاری از سوی دیگر، کمک می­کند. این دانش پایه، ابزار ارزیابی را برای تشخیص اینکه چه موقعی بدرفتاری و غفلت وجود دارد و در صورت وجود چنین وضعیتی مداخلۀ مستقیم در خانواده مورد نیاز است، یا فقدان منابع و امکانات علت بدرفتاری و غفلت شده، در اختیار می­گذارد.

برخی از عواملی که به غفلت و مسامحه از کودک منجر می­شود عبارتند از: درصد بالای طلاق و در نتیجه فقر و تهیدستی زنان و کودکان؛ کمبود مراقبت­های صحیح روزانه؛ آبستنی دختران کم سن و سال، و مشکلات پزشکی. بسیاری از مشکلات بهزیستی کودک نتیجۀ عدم توانایی والدین برای ارائه کارکردهای صحیح به عنوان پدر و مادر است؛ شاید بتوان انگیزه ­ای در فرد به وجود آورد، اما چه بسا نتوان وی را به ارائه کارکرد مناسب قادر ساخت. اگر والدین خود دچار اختلالات شخصیتی باشند، شدیداً درگیر تعارض­ های زناشویی و مشاجرات شدید هستند. در این صورت، توانایی و قابلیت آنان برای والدین خوب بودن بسیار محدود خواهد بود.

جابجایی مکرر و فراوان از دیگر مشکلات بسیاری از کودکان است این امر می­تواند به علت تغییرات شغلی والدین از هم گسیختگی خانواده، اقامت در خانوادۀ قیم، یا استرداد قانونی کودکان باشد. اغلب کودکان نیاز دارند زندگی در محیط امن را تجربه کنند تا بتوانند اعتماد و ایمنی را در خود ایجاد کرده پرورش دهند. اگرچه بعضی از خانواده­ ها ضمن جابجایی بسیار قادر به تأمین امنیت هستند، اما تقریباً این امر غیرممکن به نظر می­رسد؛ به خصوص برای والدینی که با فشارهای اجتماعی سنگین و متعدد روبرو هستند، چنین امنیتی را به سختی می­توانند فراهم سازند.

تشخیص احساسات و نگرش­های «مددجو» به رابطۀ سازنده­ تری بین مددکار و مددجو منجر می­شود. والدینی که درخواست کمک دارند، با ناامیدی و شکست فوق­ العاده­ ای روبرو هستند. جامعه و فرهنگ خاصی که والدین در آن زندگی می­کنند، در چگونگی احساسات پدر و مادر تأثیر دارد. مددجوی غیر داوطلب که احساس می­کند مددکار اجتماعی یک متجاوز است، دچار خشم و دشمنی می­شود. کار کردن با مددجویان غیر داوطلب نیاز به مهارت سطح بالایی دارد که مددکاران اجتماعی باید آن را فرا گرفته باشند….

 

کتاب مددکار من, لیلا محمدپور, رحیم سواری، فصل چهارم نقش مددکاران در بهزیستی و رفاه خانواده و کودکان. انتشارات واصف لاهیجی

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *