نگرشی بر پدیده خودکشی در ایذه

 «تکذیب خبر خودکشی نوجوان یازده ساله ایذه ای بر اثر فشار  گرسنگی آن هم لحظاتی پس از انتشار خبر فوری, تنهانشان از یک حقیقت آشکار دارد و آن هم چیزی نیست جزء پایدار بودن همان داستان همیشگی انکار واقعیت…!!» لیلا محمدپور

 

گفتم ای جنگل پیر…

گفتم ای جنگل پیر،
تازگی‌ها چه خبر؟

پوزخندی زد و گفت:
هیچ! کابوس تبر…

گفتم از چوب درختان بهار؛
چه کسان بهره بَرَند؟

گفت؛ آنان که درختند و
به ظاهر تبرند

گفتم اما مگر از جنس خودت نیست تبر؟

پوزخندی زد و گفت؛

تازگی‌ها چه خبر؟!!!

یادداشتی ازمنصورکاوسی:(روانشناس و آسیب شناس اجتماعی, دانش آموخته دکتری مدیریت بحران)

نگرشی بر پدیده ی خودکشی در ایذه

زاگرس نشینان- وقتی تاریخ را برگ بزنیم ، یکی از شهرهای آباد و کهن که پیشینه ای به قدمت تاریخ دارد و در دوره علامیان بخشی از پایتخت دوران باستان و در دوره ی اسلامی از شهرهای آباد و مهم تجاری بوده است ، شهرستانی که از سال ۱۳۲۷ هجری شمسی رسما دارای فرمانداری مستقل […]

زاگرس نشینان- وقتی تاریخ را برگ بزنیم ، یکی از شهرهای آباد و کهن که پیشینه ای به قدمت تاریخ دارد و در دوره علامیان بخشی از پایتخت دوران باستان و در دوره ی اسلامی از شهرهای آباد و مهم تجاری بوده است ، شهرستانی که از سال ۱۳۲۷ هجری شمسی رسما دارای فرمانداری مستقل بوده و در تقسیمات کشوری شهرستان ایذه نامیده شده است، ، برخورد خواهیم کرد .

اما با کمال تاسف امروزه جز شهرستان های کمتر توسعه یافته (فقیر) کشور محسوب می شود که خود درد جانکاهی است که تبعیدگاه بودن آن ، جانسوز بودن این درد را چند برابر می کند . باید گفت وضعیت تاسف بار کنونی زیبنده ی نام و قدمت ایذه نیست .
هر چند این شهرستان از قدمت تاریخی برخوردار است اما وقتی در عصر ارتباطات ، صنعت و تکنولوژی به این نقطه از نقشه ی کشور نگاه می کنیم ، بیشتر یک روستای بزرگ در ذهن تداعی می شود که از لحاظ طولی و عرضی گسترش یافته و از خدمات، امکانات و ساختارهای شهری بهره مند، محروم است. وقتی بزرگترین شهر سنگ نگاره های تاریخی تبعیدگاه مجرمین ، بزهکاران و….. شده است ، قطعا گستره ی سطح آسیب های اجتماعی افزایش خواهد یافت .
مردم ساکن در این نقطه از کشور ، مردمانی سخت کوش ، با اصالت ، سرشار از استعداد و ده ها صفت ممتاز و شایسته ی دیگر می باشند که متاسفانه سال ها مورد بی مهری قرار گرفته و از ماشین توسعه فاصله گرفته اند که در این مرقومه به صورت خلاصه به عنوان علل دخیل در بروز ناهنجارها و آسیب های اجتماعی عوامل تأثیرگذار ، مورد اشاره قرار داده خواهند شد .
با توجه به وضعیت جامعه و شرایط کنونی جهان ، این شهرستان نیز به تبعیت با ناهنجاری ها و آسیب های اجتماعی ناخوشایندی مواجه است که متاسفانه پدیده ی خودکشی در این شهرستان حالت بحرانی به خود گرفته و بصورت فراگیر و اپیدمی در حال گسترش است ، بخصوص وقتی سن اقدام به این عمل کاهش یافته و رنج انتهای دوره ی کودکی دوم (۱۱ تا۱۲ سالگی) و اوایل نوجوانی را در بر بگیرد تکان دهنده و غیر قابل تصور می باشد.

وقتی یک ناهنجاری و هر آسیب اجتماعی که پدید آید ، حتما از عوامل و علت ها مختلف پیروی می کند ، یعنی آنچه ما می بینیم معلول است که باید علت یابی و بصورت کارشناسی مورد بررسی قرار گیرد . عواملی همچون فقر اقتصادی ، فقر فرهنگی ، بیکاری ، نبود زیر ساخت های اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی ، نبودن مکان های تفریحی مناسب ، عدم توزیع مناسب سرمایه ها، صنایع و تجهیزات صنعتی ، عدم آشنایی با مهارت های اجتماعی و زندگی ، عدم اشتغال در مشاغل پایدار ، عدم توزیع عادلانه درآمدها ، نبود زیر ساخت های مولد، زیر بنایی و عمرانی و…. اشاره کرد.

۱-شرایط اقتصادی این شهرستان وضعیت تاسف بار و غم انگیزی دارد ، به دلیل نبود زیرساخت های اقتصادی از قبیل ؛ عدم سرمایه گذاری های مولد ، صنایع مادر ، تولیدات صنعتی ، کشاورزی مدرن و…..بیشتر مردم این شهرستان از درآمد بسیار کمی برخوردار می باشند و جمع کثیری هم بصورت نیروی فنی ، کارگر ماهر و…. در پروژه هایی مثل عسلویه و…. فعالیت دارند (که خود حکایت دردناک دیگر دارد و بحثی مفصل می طلبد).وقتی مردمی دچار فقر اقتصادی شوند خود عاملی است برای گسترش بزهکاری ، آسیب های اجتماعی، معضلات اجتماعی ، رفتاری و….
۲-بیکاری که نتیجه و زایش مورد قبلی است ، چه به صورت بیکاری آشکار و چه بصورت بیکاری پنهان ، فصلی و کاذب بیداد می کند ، ساختار سنتی این شهرستان نیازمند بکارگیری سیاست های مالی و اقتصادی شایسته همراه با برنامه ریزی های کوتاه مدت ، میان مدت و بلند مدت می باشد . رشد روز افزون بیکاری و عدم کسب حداقل درآمد عاملی غیر قابل انکار است که گسترش سطح بیکاری ، همبستگی مثبت و مستقیمی با افزایش آسیب های اجتماعی دارد .
۳- امکانات بهداشتی و درمانی ، پزشکی و…..پاسخگوی جمعیت شهرستان نیست ، مردم این شهرستان گاهی برای درمان و پیگیری جزیی ترین وضعیت بهداشت و درمان خویش یا عضوی از خانواده مجبورند مسیری بین ۲۰۰تا۴۰۰کیلومتر (اهواز ،اصفهان و….) را طی طرق نمایند و چه انسان های بی گناهی که به دلیل نبود امکانات بیمارستانی دنیا را وداع گفتند و ما در عصر پیوند اعضا، نام تقدیر و سرنوشت بر آن گذاشتیم ( متاسفانه یکی از بیشترین آمار های کشتار جاده ای مربوط به این شهرستان می باشد و…. ) .
نبود و یا کمبود پزشک متخصص در رشته های مختلف پزشکی و…..بر شدت این معضلات افزوده است.
۴-کمبود امکانات ، تجهیزات فنی و حرفه ای ، دانشگاهی و….. نیز تاثیرگذار است . وقتی صحبت از جنبش نرم افزاری و تولید علم ، اینترنت ، جنگ نرم ، دهکده ی جهانی و….. است ( هر چند شهرستان ایذه طبق آمار ها نسبت به شاخص جمعیت ، از افراد مستعد ، باهوش و ذکاوت بالا ، دارای تحصیلات تکمیلی و….برخوردار است ) ، اما ضعف سرمایه گذاری مناسب و زیر ساختی در این خصوص ، نبود آموزشکده های فنی و حرفه ای ، دانشگاه های دولتی ، فرهنگ سرا های چند منظوره و…. معضلات فرهنگی و آموزشی عدیده ای ایجاد نموده است.
۵-کمبود و کاهش سطح رفاه ، امکانات تفریحی ( عدم وجود پارک و فضای سبز مناسب ، موسسه های فرهنگی و هنری ، سینما و…..) کمبود امکانات و تجهیزات ورزشی و رفاهی از مشکلات و معضلات عمده ی دیگر مردم این شهرستان می باشند که عوامل درآمد ، فرهنگ ، اشتغال ، صنایع و…..از یک طرف و توزیع نامناسب درآمدها ، مزیت های اجتماعی ، نابرابری ها و…. از طرف دیگر بر گستره ی محرومیت ها و وضعیت نابسامان کنونی افزوده اند.
۶-ضربآهنگ مهاجرت از روستا به شهر بعد از پایان پروژه ی سد کارون سه( دستاورد بی برنامه بودن متولیان وقت ) ، که منجر به نابودی ده ها روستا، طبیعت بکر منطقه ، شکل گیری یکی از بزرگترین کوچ های اجباری در کشور ، افزایش حاشیه نشینی ، گسترش بیکاری و…. ارمغان شومی برای ایذه و دهدز بودند که با سال ها کار فرهنگی ، اجتماعی و اقتصادی نمی توان پیامدهای آن را به حداقل رساند. مردم روستاهایی که خود تولید کننده و خودکفای نسبی در تامین مایحتاج اولیه خویش بودند ، به خیل بیکاران ، مصرف کنند گان تولیدات کشاورزی و…. اضافه شدند ، ضمن آنکه آنان هم که در مناطق روستایی پشت سد کارون ماندگار شدند از کمترین خدمات رفاهی ، حمل و نقل و….. برخوردار می باشند (چندین هزار جمعیت که بالای ۱۵ سال اسیر بی تدبیری مدیران وقت در روستاهای دنبال رود غربی و شرقی کارون شده اند ) .
۷-پدیده ی دردناک و فلاکت بار دیگری که همچون بختک بر این شهرستان سایه افکنده است ، رواج رفتارهای مبالغه آمیز ، باندگرایی ، گروه گرایی و. .. است، که پیامد آن شک و تردید نسبت به ارزش ها و الگو های عمل را به افراد جامعه بخصوص قشر تحصیل کرده تزریق می نماید که کمترین نتیجه و پیامد آن کجروی نسبت به ارزش ها و تند کردن ضربآهنگ مهاجرت به شهرهای برخوردار است ، طبق آمارها ، میزان خروجی نیروهای تحصیل کرده ، سرمایه گذار و توانمند چند برابر میزان ورودی به این شهرستان می باشد ، اگر سرمایه های اجتماعی ( افراد تحصیل کرده مولد) و سرمایه های مالی ایذه ای های ساکن در دو کلان شهر اهواز و اصفهان را فقط سرانگشتی محاسبه کنیم ، عمق فاجعه را تا مغز استخوان لمس خواهیم کرد .
وقتی سرمایه های مادی و معنوی از جامعه ای خارج شوند ، فقر ، بیکاری و صدها آسیب اجتماعی نوظهور آن جامعه را در بر خواهند گرفت .
۸-یکی از پدیده های شومی که در این شهرستان رواج دارد و هر روز هم بر گستره ی آن افزوده می شود، تخریب و حذف افراد نخبه ، ورزیده ، کارآمد ، خلاق و…..است که کمترین پیامد آن احساس حقارت ، انزوا ، ناامیدی ، سرخوردگی ، مهاجرت و….. می باشد . ضمن اینکه باید گرایشات قوم گرایی، معاملات سیاسی و…. را هم به این عامل اضافه کرد، موضوعی که بیشترین ضربه را بر پیکره ی شهرستان وارد نموده و باعث حذف بخش اعظمی از منابع مادی و معنوی و پتانسیل های موجود در منطقه شده است ، هر چند اینگونه نسخه پیچی منافع تعداد محدودی را تامین می کند اما فرصت های بیشماری در ابعاد مختلف فرهنگی ، اجتماعی ، اقتصادی و….. از شهرستان سلب نموده است.
۹-عدم برخورداری از آموزش های مناسب روان شناختی و دستاوردهای علم روان شناسی ، تاب آوری و….. در غالب یادگیری مهارت های زندگی و اجتماعی ، مهارت ها ی خودباوری و خود کارآمدی ، خویش کنترلی و…… فرهنگ سازی ، الگوسازی مناسب و….. در آموزش های رسمی و غیر رسمی .

۱۰-درماندگی آموخته شده ؛ وقتی افراد دچار یاس ، سرخوردگی ، ناکامی ، تعارض ، تنش روانی ، ناامیدی ، حقارت ، افسردگی و…… شوند ، تسلیم وضعیت کنونی شده ، قدرت استقامت ، سرسختی و…. خویش را از دست می دهند ، هنگامی که اینگونه شود فرد دچار روان گسیختگی شده ، قدرت تصمیم گیری خویش را از دست می دهد و مرگ انتخابی را بر وضعیت موجود ترجیح می دهد که می توان بخش اعظمی از پدیده ی خودکشی را به این عامل نسبت داد که خود زایش عوامل مطرح شده ی قبلی می باشد.
از دیدگاه روان شناسان ، روان پویایی به ویژه بروید ، انسان ها از دو غریزه پیروی می کنند( غریزه ی زندگی و غریزه مرگ ) که تمایل همه ی افراد به غریزه ی زندگی چند برابر غریزه ی مرگ است، اما هنگامیکه جامعه ای عوامل تامین کننده ی نیازها را از دست بدهد ، غریزه ی مرگ بر آن جامعه چیره می شود که عوامل ذکر شده در بالا افراد جامعه را مورد تاخت و تاز قرار می دهند ، که با این روند آشفتگی ذهنی و روانی بر فرد یا افراد جامعه مستولی می شود، که اگر یک نگاه اجمالی به شهرستان ایذه داشته باشیم ، «رنگ رخسار خبر دهد از سر درون » .

*پی نوشت*
……………………………..
۱-این نوشتار خلاصه ای از مطالبی است که نویسنده در آذر ماه، سال ۱۳۹۰ در نشریه فرهنگ جنوب به عنوان زنگ خطر نوشته است.
۲-نویسنده ی این نوشتار به مدت ۲۰سال در تمام مقاطع تحصیلی ( از اول ابتدایی تا فوق لیسانس ) به تدریس و آموزش، ۱۵ سال به ارایه خدمات روان شناختی و مشاوره در شهرستان ایذه ، اشتغال داشته اند .

http://zagros-na.ir/?p=4121

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *