اسم و رسم

 

 

«اسم‌ها شما را به اینجا و آنجا نکشاند هیچ‌کسی به جایی نمی‌رسد مگر اینکه از خدا بترسد.»

 

انحطاط ما از همان وقتی آغاز شد که بجای تبعیت از رسم اولیاء الهی، یدک کش اسم شان گشته ایم..

معلوم هم نیست چه مرگمان شده که در کوچه پس کوچه های بی سرانجامی، یک عمر حیران و دوانیم و همچنان لوح وصال نمی خوانیم..!!

ندای علی علی گفتن مان بلند است و در عمل از علی هیچ نمی دانیم..

اسم حسین را زینت بخش نان و نام مان کردیم و رسم مردانگی اش را زیر طوفان دنیا طلبی مان، تا هفت لایه پنهان..

اسم فاطمه را شناسنامه ای کردیم و چقدر هم به خود می بالیم که هنوز در بین نام ها ی انتخابی، صدر نشین نام دختران مان است و دریغ از این که ذره ای فهمش کنیم…

 

حواسمان باشد، اسم‌ها هیچ کاری برای کسی نمی‌کنند ما باید عمل‌مان و زندگی‌مان یک زندگی اسلامی باشد و مطابق سیره نبوی (ص)و ائمه اطهار علیهم السلام..»

 

یاعلی لعل عقیقی جز تو نیست        هیچ درویشی حقیقی جز تو نیست
لنــگ لنــــگان طریــــقت را ببیــن        مـــردم دور از حقیـــقت را ببیـــــــــن
خیــل درویشـــان دکان آراستنــد         کـــام خود را تحت نـــامت خواستند
خـــــــلق را در اشتباه انداختنــد          یـوســــف ما را به چــاه انداخـــــتند
کیستند اینان رفیق نیــــــمه راه          وقت جانبــازی به کنج خانـــــــــــقاه
فصل جنـــگ آمد تماشاگر شدند          صلح آمـــد لالــــــه پــــــرپـــــر شدند
موج ها از بس تلاطـــــم کرده اند          راه اقیـــــــــانــوس را گــــم کرده اند…

 

 

مرثیه بسیار زیبای شیعه

قابل تأمل, تفکر و تعقل

 

 

بانوی بی نشانم

چهارده نور ,چراغ شب تارم هستند

از زمانی که در این جاده مسافر شده ام

همه عمر غزل خوان توبودم اما

همه گفتند که من یک شبه شاعر شده ام

کاش میشد که در این شعر به تصویر کشید

صحن های حرمی را که نداری بانو

تا در آن صحن تو در دست یتیمی دیگر

دانه سرخ اناری بگذاری بانو

حاجیان از حرم خاکی تو برگشتند

من نمی دانم از اینجا به کجا خواهم رفت

تا طواف حرم عشق ولی میدانم

همه عمر به قربان شما خواهم رفت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *