کلکسیون طراحی قالب وردپرس

رستاخیز من مریم

نشر آداش منتشر کرد:

رستاخیز من مریم

اثری تازه از بانو ی عشق و ادب و قلم, لیلا عبدی

نویسنده ای می تواند سفیر نور باشد که جوهره ی قلمش به صدق وپاکی آذین باشد، وگرنه اقیانوس واژگان را هم که بپیمائیم ذره ای خیس معرفت نخواهیم شد.
و رستاخیز من مریم، درست همان رقص پیچک سبز قلمی است که ریشه بر نردبان روشنی  و رو به بلندای آسمان دارد..
آنجا که بالاتر از گل خورشید، به افق بیداری, گُل می کند..
وبه گلبانگ خلوص ,فریاد برمیآورد که آهای ایها الناس
“اعتماد سنگ زیرین هرنوع ارتباط است.”

اگر در آینه ی وصال، تصویری شفاف از هم نداریم ،بدانیم پِی بنای وصل مان، خشتی ست ناپایدار،،
از همان جنس که به اندک لرزه ای به هم ریزد و زیر انبوه آوارش، عقل و دل و دین و جانمان به خاک عدم درآویزد.

وابراهیم (ع) عاشق خدا شد و به خدا ،اعتماد کرد،
آتش با تمام پای کوبیش کم آورد و بر وی سردو گلستان شد و کارد درست وسط نقطه بریدن و نبریدن، فلج گشت و نا کارامد شد..

و ما غرق در توهم عشق، هنوز که هنوز است ،بُعد مسافت نمی دانیم!!
در طغیان برمودای عشق و عاشق و معشوق
به قطره ی اشکی سیلاب می شویم و به ریزِ نگاهی، طوفان.
غافل از اینکه عروسکیم همچنان و نخمان به پوزخند دستان نفس در بند است..

به جرقه ی بی اعتمادی و به آتش اختیار, گلستانِ حیات مان را به کام مرگ می کشانیم و به جبر فرافکنی نوحه سرایی مان هم بلندِ بلند است..


و هنوز که هنوز است ما طریق عشق و عشق بازی نمی دانیم…
و هنوز که هنوز است وجه تمایز غیرت و تعصب و دین نمی دانیم..
و چه خوش خیال، خیال می کنیم مسیر عاشقی می دانیم..
مایی که حتی عمود خیمه گاهش را،
پِی اش را
قالبش را و در
یک کلام
“اعتماد” را نمی دانیم…!!!…

رستاخیز من مریم ،
عصاره نجابت قلم مهربانوی فهیمی ست که عمری ست مشق عشق می کند و مسیر عاشقی خوبِ خوب می شناسد..
نه اینکه دایره واژگان را به دست گیرد و به شور و شنگ پنجه عشق بنوازد،،
نه،
عشق را از همان خروش عین معرفتش تا نوک قله ی مسرتش, خوبِ خوب می شناسد..
و دیباچه ی رستاخیز من مریم،
گنجه ای ست سیمین مملو از جملات قصار ناب،
که بر بلندای باب هرکدامش آشیانه ی کبوتر فهمی ست آماده ی پرواز..
همراه با نثری دلچسب و تأثیرگذار
ومملو از واژگانی ناب
که کمتر همانندش را
در گلستان ادب می توان دید,
 به قدری که لذت دوباره و سه باره خواندنش ,به وسوسه ای شیرین می ماند, که بهر خستگی چشم ,توتیایی ست مکّی.

و مخلص کلام اینکه در برگ برگ گلبرگهایش عطری ست نایاب و در آوندهای سبزش شرابی است پایدار.

منظومه ی احساسی که صرفا با رستن از بند نفس , می توان بر مدار نوازش فهمش مدور ماند و با تمام اشتیاق به جوهره ناز و نیازش  منور .

شرحی بر رمان رستأخیز من مریم: به قلم لیلا محمدپور

ترانه بیش از هوا

محمد اصفهانی

 

نویسنده : 
تاریخ انتشار : اردیبهشت ۲۴, ۱۳۹۸

دیدگاههای کاربران

دیدگاهتان را بنویسید...

  1. My partner and I stumbled over here by a different page and thought I
    should check things out. I like what I see so now i am following you.
    Look forward to looking into your web page again.

تاراز