کلکسیون طراحی قالب وردپرس

حضانت

چرا حضانت بچه ­ها با من نباشد؟!!

 

آن روز در دادگاه به زمینو زمان زد که حضانت فرزندانش را خودش برعهده گیرد…

هنوز برای طلاق گرفتن خیلی جوان بود. دو فرزند، آن هم دختر. آن هم در این مرداب متعفن مادیگری؟!…

در این سیل خروشان شهوات نفسانی؟!…

در امواج سهمگین جامعه­ ای مسموم؟!…

در اوج شکاف­ های طبقاتی؟!…

در فواصل برزخی چیزی شبیه فاصله فقیر تا غنی؟!…

در دامن چین در چین بی­ عدالتی­ ها…؟!!!

فریادکنان می­ گفت: این چه دین و چه بی­ عدالتی­ه که سختیِ حمل و زاییدن با من باشه و آسان و مفتو بی دردسر  مال مرد بشه؟!!!

بالاخره به کوبیدن هزاران در، حضانت فرزندانش را خودش برعهده گرفت!

شب عید بود. تنها ۱۵ سال داشت، دخترش را می­گویم، همان فرزندی
که به در و دیوار زد تا زیر بال و پر خودش گیرد. دخترک، در هیاهوی زرق و برق همکلاسی­ هایش رنگ به رنگ می­شد واز سر شرم نداری عذارش دم به دم سرخ سرخ…

آخر وضع مالی­ شان هیچ خوب نبود. مادر زیر انبوه مخارج زندگی حسابی کم آورده بود. یادش رفته بود آن روز در دادگاه چگونه فریاد می­زد اگر شده کلیه­ ام را بفروشم نمی­ گذارم حتی آب در دل بچه­ هایم تکان بخورد…!

اولش بود. ولی حالا او هم کم آورده. وسوسه­ ها رهایش نمی­کردند.

تو هنوز جوانی، حیف است طراوتت را فدای بچه­ ها کنی. مطمئن باش آنها هم بهتر از پدرشان نخواهند شد…!!!

شب عید است. هیاهوی خرید و عطش نگاه معصومانه­ ی دخترکی ۱۵ ساله به ویترین درخشان مغازه ­ها،

حق دارد سخت است دختر باشی و در اوج «بلوغ» و اطرافت سرشار باشد از زردستان بی­ غم! دلت حداقل­ ها را بخواهد و محروم باشی و مادرت نتواند تهیه کند.

با خودش گفت: می­گویم شاید برایم خرید…

اما نمی­دانست در پس این گفتن چه سرانجام تلخی رقم خواهد خورد…!

هیهات…!!

از حداقل نیازهایش گفت و خواسته­ هایش…

مادر که زار زار به کوچه بن ­بست فقر رسیده بود و کفگیرش به ته دیگ، ناگهان از کوره در می­رود، عذار زعفرانی دخترک ۱۵ ساله­ اش را به سیلی درد لاله­ گون می­کند. بحث مادر و دختر بالا می­کشد، مادر لحظاتی ترک خانه می­کند تا مثلاً خودش را آرام کند. زیر لب با خودش حرف می­زد. نمی­دانم شاید هم به زمین و زمان فحش می­داد…

کیف خالی از پولش را روی دوشش انداخت و کشان کشان از خانه بیرون رفت.

ساعاتی بعد آرام شد و به خانه آمد.

امابرای همیشه دختر نوجوانش «آرام» شده بود. سرش بر دار زندگی سخت بلند بود و عذارش بس کبود! او خودش را دار زد و بر دار شوم فقر ذبح شد و اینبار مادرش…

همه عمر پای دار، به عزا خواهد نشست!…

و من اینجا بدین قلم حزن­ آلود می­ نویسم، برای تو، برای شما و برای خودم! و آنگاه که به تندر نگاهی، به توهم، عشق را تصور می­ کنیم! و آنگاه که کودکانه برای رسیدن به خواسته­ هامان فریاد می­زنیم و آنگاه که با کمال بی­ رحمی همدیگر را خُرد می­ کنیم و آنگاه که به ظلمی تمام، گلهای بوستان زندگی را در هجوم بادها رها می­کنیم حواسمان باشد به زودی هر آنچه کاشتیم را درو خواهیم کرد!

فرزند را حقی ست عظیم بر والدین که ذزه ذره اش را باید به پاسخ نشست . اگر کمی تأمل کنیم ..

باور کنید که اگر پی زندگی مان را از همان ابتدا به انتخابی درست مزین کنیم زندگی مان سراسر قند خواهد شد.

>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>

 

چرا حضانت فرزند با پدر است؟!

همان­گونه که می­دانید قرآن تنها نسخه نجات­بخش بشریت است که از طرف خداوند به صورت وحی به پیامبر خویش نازل شده است.

قرآن در بیان احکام و مسائل شرعی نوعاً به جزئیات نپرداخته و تفسیر و توضیح آن را بر عهده پیامبر و ائمه معصومین (ع) نهاده است.

مسئله حضانت و تربیت و نگهداری کودک و نیز حق شیر دادن مادر از جمله اموری است که قرآن کریم به صورت کلی به آن پرداخته و در تشریح احکام آن نیازمند مراجعه به معصومین (ع) و در زمان غیبت کبری حضرت حجت (عج) به نوّاب عام و مراجع عظام تقلید می­باشد.

قبل از هر چیز لازم به ذکر است که ظاهراً در قرآن مطالبی که در سؤال ادعا شده است وجود ندارد؛ هر چند از آیه ۲۳۳ بقره، در مورد حضانت مطالبی استفاده می­شود که به اختصار بیان می­شود.

۱- مادر و پدر هر دو به یک اندازه در به وجود آمدن فرزند شریکند، و او فرزند هر دوی آنهاست، این مطلب از جمله «أولادُهُنَّ» که فرزندان را اولاد زنان به شمار آورده و از جمله «مولود له بولده» که فرزند را منسوب به پدر کرده و گفته فرزند پدر، به خوبی استفاده می­شود. این حکم و نسبت دادن از نظر تکوینی و حقیقی و برای همیشه است و طلاق و… در آن تأثیری ندارد.

۲- به علت این که تمام مخارج زندگی و لوازم تربیت و از آن جمله خوراک و پوشاک و نفقه مادری که او را شیر می­دهد به عهده پدر است، فلذا از نظر اسلام (از نظر تشریعی) فرزند ملحق به پدر می­شود. این مطلب نیز از اطلاق «مولود له» بر پدر، استفاده می­شود؛ چرا که معنی جمله این است که فرزند برای پدر متولد شده است.

۳- حضانت و پرورش کودک و شیر دادن به او تا دو سال حتی در صورت طلاق حق زن است و می­تواند از این حق بگذرد. این مطلب نیز از جمله «لِمَن أرادَ أن یُتِمَّ الرَّضَاعَۀَ» استفاده می­شود. جمله قبل از این به این صورت است: «وَالوَالِدَاتُ یُرضِعنَ أولادَهُنَّ حَولَینِ کَامِلَینِ» یعنی مادران بچه ­های خود را
می­توانند (حق دارند) دو سال کامل شیر بدهند، بعد جمله «لمن اراد…» آمده یعنی این شیر دادن تا دو سال حق زن است و هر زنی که بخواهد تا دو سال بچه پیش او می­ماند.[۱]

مطالب ذکر شده از قرآن استفاده می­شود، اما در فقه مطالب زیادی در این مورد بیان شده که در این نوشتار به بعضی از آنها اشاره می­شود:

۱ حضانت کودک ولو بعد از طلاق تا دو سالگی (در پسرها) و تا هفت سالگی (در دخترها) حق زن بوده و بنابراین می­تواند از این حق بگذرد و یا اینکه، حتی برای این حضانت همانند شیر دادن از مرد تقاضای پول بکند.[۲] البته اگر بعد از طلاق ازدواج مجدد صورت بگیرد این حق او ساقط نمی­شود.[۳]

۲- بعد از اتمام مدت حق حضانت زن، حضانت «وظیفه مرد» است نه «حق انحصاری» او.

۳- کودکان (دختر یا پسر) بعد از بلوغ و رشد، مدت حضانتشان پایان یافته و کسی بر او حق حضانت ندارد، بلکه اختیارش به دست خود اوست.[۴]

گذشته از مطالب یاد شده، ازدواج مجدد برای زنی که فرزند همراه اوست مشکل بوده و کمتر مردی قبول می­کند با چنین زنی ازدواج بکند. هم­چنین تأمین مخارج خودش برای او سخت است چه برسد به تأمین زندگی کودک.

البته با وجود تمام مطالب یاد شده باید دانست، علل همه احکام بر ما به طور کامل روشن نیست؛ و ما بعد از آنکه اسلام عزیز را به عنوان دین انتخاب کردیم، می­بایست احکام و دستورات او را از آنجا که از طرف خدایی حکیم و علیم و عادل می­باشد اجرا بکنیم.

از آنچه ذکر شد مشخص می­شود که، فرزند بین پدر و مادر مساوی بوده و او فرزند هر دوی آنهاست. بعد از طلاق نیز هر دو در حقوق والدین نسبت به فرزند یکی هستند و همان­گونه که قبل از طلاق زن، مادر او بوده بعد از طلاق هم همین گونه بوده و وظایف و حقوق مادری باز بر گردن فرزند می­باشد و در صورت عدم توجه فرزند به مادر، مادر حقّ عاق کردن او را دارد، و همین طور است پدر.

تنها فرق این است که بعد از طلاق فرزند پیش پدر می­ماند تا زن در مضیقه تأمین مخارج او قرار نگیرد و صرف اینکه فرزند پیش پدر است حقی اضافی بر پدر ثابت نمی­شود.

این مطلب همانند این است که زن و مرد از هم با طلاق جدا نشده باشند، ولی فرزند بخواهد به مسافرتی چندین ساله (مثلاً برای تحصیل) برود، در اینجا هم، زن، مادر و هم مرد، پدر فرزند است، منتهی مخارج فرزند بر عهده پدر خواهد بود.

بنابر آنچه گفته شد نتایج بدست آمده به قرار زیر خواهد بود:

۱- زن و مرد در حق نسبت به فرزند مشترکند.

۲– ماندن فرزند نزد پدر «وظیفه­ آور» برای مرد و حق انحصاری برای
مرد نیست.

۳- زن می­تواند برای حضانت اجرت بگیرد.

۴- حقوق مادری تا آخر عمر بر گردن فرزند بوده و فرق از این جهت، بین قبل و بعد طلاق نیست.

۵- الحاق کودک از نظر شرعی به پدر و به خاطر به زحمت نیفتادن زن در تأمین مخارج و ازدواج مجدد است.

۶- به خاطر تعبد، دستورات خدا را می­پذیریم چون می­دانیم از طرف خالقی مهربان، عالم، حکیم و… است.[۵]

و اما نکته مهم و علت اصلی طلاق؛

علت اصلی طلاق به عنوان بزرگترین آسیب زندگی هر فرد این است که زوجین زبان یکدیگر را نمی­ فهمند و به عبارتی از رفتار یکدیگر سر در نمی­آورند. زنان و مردان با یکدیگر فرق دارند و زوجین بدانند با هر فرد دیگری نیز که ازدواج می­کردند این تفاوت­ها وجود داشت.

مجموعه مهارت های زندگی . جلد اول. تفاوت های ساختاری زنان و مردان. لیلا محمدپور

نویسنده : 
تاریخ انتشار : شهریور ۲۱, ۱۳۹۸

دیدگاههای کاربران

دیدگاهتان را بنویسید...

تاراز