کلکسیون طراحی قالب وردپرس

سندروم ضربه ی عشق

راس (۱۹۹۹) براي اولين بار نشانگان ضربه ي عشق را معرفي نمود. نشانگان ضربه‏ ي عشق، مجموعه علائم و نشانه‏ هاي شديدي است كه پس از فروپاشي يك رابطه رمانتيك بروز مي‏كند.

عملكرد فرد را در زمينه هاي متعدد (تحصيلي، اجتماعي و حرفه اي) مختل مي‏كند، واكنش‏ هاي غيرانطباقي به دنبال دارد، و مدت زمان زيادي اين نشانه ها باقي مي‏ مانند.

اين فروپاشي، آنقدر قدرتمند است كه افسردگي و خشم (اسبارا ، ۲۰۰۶)، احساس ناامني عميق (دیویس، شاور و ورنون ، ۲۰۰۳)، احساس درماندگي، گناه، هراس، نااميدي، بدبيني، بي‏قراري، آسيب ‏پذيري، از دست‏ دادن تمركز، اميدواري، انگيزه و انرژي، نشانه‏ هاي جسماني مثل سردرد و بي نظمي خواب، بي ‏اشتهايي يا پرخوري، تغييراتي در ميل ‏جنسي، بي ‏حوصلگي و خستگي، كندي‏ كلامي – حركتي توليد مي ‏كند.

صرف ‏نظر از اينكه چه كسي رابطه را قطع مي‏ كند، انحلال يك رابطه، تجربه‏ ي ناخوشايندي است (باومیستر و لیری ، ۱۹۹۵).

 بررسی ضربه ی عشقی از زوایای مختلف:

ضربه ی عشقی چیست؟!

گاهی اوقات ممکن است عشق بسیار آسیب زا باشد و تاثیر طولانی مدتی بر عملکرد فرد بگذارد. این مقاله درباره درد عمیق عاطفی ناشی از روابط عاشقانه شکست خورده است. هنگامی که تجربه از دست دادن عشق بسیار ناراحت کننده باشد، آن را ضربه عشقی می نامیم. ضربه عشقی نوعی فشار روانی است که به بروز مشکلات عاطفی شدید و طولانی مدت منجر می شود، عملکرد اجتماعی و حرفه ای او را مختل می کند و کیفیت زندگی را تنزل می دهد. من این واکنش عمیق نسبت به از دست دادت عشق یا تهدید به از دست دادن عشق  را سندرم ضربه عشقی نامیده ام.

علائم ضربه ی عشقی

سندروم ضربه عشقی مجموعه ای از علایم است که همچون الگویی قابل پیش بینی ظاهر می شود. این علایم عبارتند از : اختلال در خواب، عصبانیت، خشم، مرور خاطرات و افکار مزاحم و دردناک و اجتناب از یاد آوری ضربه عشقی. در سندرم ضربه عشقی این همه افراد یکسان ظاهر نمی شود. در برخی افراد مشکلات خواب و مرور خاطرات مزاحم و در برخی دیگر خشم با اجتناب از یاد آوری ضربه عشقی بیش تر دیده می شود.

شکست عشقی و تفاوت آن با ضربه ی عشقی

درجه خفیف تری از ناراحتی عاطفی ناشی از شکست عشقی وجود دارد که شدت واکنش عاطفی در آن نسبت به سندرم ضربه عشقی کم تر است. من این واکنش های خفیف تر را ” اندوه عشقی” نامیده ام. در اندوه عشقی ، واکنش های روانی نسبت به شکست عشقی کوتاه تر و خفیف تر هستند و ناراحتی عاطفی شدیدی وجود ندارد و تاثیر منفی زیادی بر عملکرد اجتماعی و حرفه ای فرد نمی گذارد.

استرس ناشی از سندروم عشق، آسیب زاست

در این سندروم، رویداد ضربه عشقی به صورت استرس شدیدی تجربه می شود و به نوعی آسیب زا است. علت به کار گیری واژه “آسیب زا” این است که فرد بلافاصله پس از درک ضربه، به ناراحتی های عاطفی، روانی و فیزیولوژیکی شدیدی دچار می شود، مانند افزایش ضربان قلب، تشنج، گر گرفتگی ، ناراحتی گوارشی، حالت تهوع، اسهال و تب و لرز.

ضربه عشقی باید به نوعی رویداد استرس زا در نظر گرفته شود. در چنین رویدادی ، توانایی پردازش ذهنی فرد مختل و به احساس اضطراب، ناامیدی و یاس منجر می شود. رویداد ضربه عشقی باعث استرس می شود و در فرد احساس ناتوانی در کنترل و پیشگیری از رویدادها را ایجاد می کند.

انواع رویدادهایی که منجر به این رویداد می شوند

رویدادهایی که به سندروم ضربه عشقی منجر می شوند را می توان در دو گروه ضربه نوع یک و ضربه نوع دو طبقه بندی کرد. در ضربه نوع یک، اتفاقات ، غیر منتظره و ناگهانی هستند، به طوری که فرد احساس می کند مغلوب رویداد شده است . در ضربه نوع دو ، رویدادها ماهیتی مزمن و تکرار شونده دارند و انتظارات فرد از سوی شریک عشق اش مدام زیر پا گذاشته می شود. برای مثال ممکن است فرد در ضربه نوع دو، با خیانت های مکرر شریک عشقی خود مواجه شود، اما همچنان در رابطه باقی بماند. سندروم ضربه عشقی در هر دو نوع رخ می دهد.

ارزیبابی ضربه ی عشقی

در سندرم ضربه عشقی ، ممکن است دیگران درکی از چگونگی آسیب زا بودن این رویداد نداشته باشند. این یک تجربه کاملا شخصی است. وقتی سندرم ضربه عشقی فرد ارزیابی می شود، مهم است که مفهوم شخصی و ذهنی او از رویداد ضربه عشقی و همچنین پیامدهای ذهنی( روانی- عاطفی) و پیامدهای عینی(تاثیر گذاری رویداد بر موقعیت اجتماعی، تحصیلی و شغلی فرد) بررسی شود. برخی افراد هنگام قطع رابطه ، سندرم ضربه عشقی را در کم ترین میزان آن هم تجربه نمی کنند و حتی گاهی اوقات پس از قطع رابطه بسیار خوشحال به نظر می رسند.

ضربه عشقی ناشی از تهدید ادراک شده نسبت به رابطه عشقی (ایدئال) است. هر چه فرد “عاشق تر) باشد یا تمایل او برای ادامه بیش تر باشد، به همان میزان شدت ضربه بیش تر می شود. این ضربه معمولا در افرادی که رابطه عاشقانه دارند رخ می دهد، اما گاهی اوقات بین اعضای خانواده( مثل والدین و فرزندان، خواهر و برادر یا دوستان صمیمی) یا دوستانی که هیچ رابطه عاشقانه ای ندارند نیز رخ می دهد.

نقش تیپ های شخصیتی در سندروم عشق

برونگرایان بیشتر می خواهند دیگران را دچار این احساس کنند. همانطور که میدانیم درونگرایان در سکوت رنج می برند، درحالی که برونگرایان ناراحتی خود را به دنیا اعلام می کنند. در بدترین حالت، کان دارد درونگرایان به خودکشی فکر یا حتا به آن اقدام کنند و برونگرایان درصدد صدمه زدن یا حتا کشتن دیگران باشند. برخی افراد الگوی رفتاری پیچیده ای را نشان می دهند که بیانگر ترکیب دو نوع برونگرایی و درونگرایی است.

ضربه ی عشقی چه زمانی مخرب محسوب می شود؟!

زمانی پاسخ به ضربه عشقی مخرب دانسته می شود که این سوگ به مدت طولانی ادامه داشته باشد. هرچند که تعیین مدت زمان مشخص برای سوگواری هر مراجع ممکن نیست. این مسئله تا حدودی به مراجع و طول مدت رابطه بستگی دارد. برای مثال، شش ماه سوگواری برای قطع رابطه ده ساله منطقی است، ولی سوگواری بیش از شش ماه تا یک سال می تواند نشان دهنده مشکل باشد.

شدت ضربه عشقی

البته نمی توان فقط به مدت سوگواری توجه کرد، بلکه باید شدت این فرد نیز بررسی شود و لازم است تا شدت آن به مرور کاهش چند بعضی استرسها بعد از قطع رابطه احساسی قابل پیش بینی است. علایم  شدید اضطراب، افسردگی، خشم و بی خوابی به شدت به کیفیت زندگی فرد لطمه می زنند. اگر ناراحتی به حدی شدید باشد که در فعالیت های شغلی و اجتماعی فرد اختلال وارد کند این مشکلی است که باید مورد توجه قرار گیرد، خصوصا اگر اختلال مزمن بوده و در طول زمان بهبود نیابد.

در نهایت وجود رفتارهای مخرب برای کنار آمدن با ضربه عشقی همانند استفاده از مواد غیرقانونی یا مشروبات الکلی برای بی حس کردن خود نسبت به درد، دلیل قطعی وجود پاسخهای ناسالم نسبت به سندرم ضربه عشقی است. هنگامی که فرد در اثر مصرف مواد یا الکل از خود بیخود می شود، بیشتر احتمال دارد تا افکار خشونت آمیز و دیگر کشی خود را به مرحله اجرا بگذارد. اعمال خشونت آمیز هرگز پاسخ مناسبی به ضربه عشقی نیستند.

سی نکته در جهت خودیاری برای رهایی از درد سندرم عشق

  • به خود این تعهد را بدهید که در مقابل سندرم ضربه عشقی، موضع فعالی داشته باشید. در برابر این وسوسه که در مقابل احساسات بیمار کننده ناشی از سندرم ضربه عشقی تسلیم شوید و نقش منفعلانه «قربانی» را بپذیرید، مقاوت کنید. فعال باشید و به جای غرق شدن در منجلاب بدبختی، کارهای مفیدی انجام دهید مانند ورزش، معاشرت با دوستان و فامیل و رفتن به موزه و سینما. غرق شدن در منجلاب، یعنی مغز شما گیر کرده است. در خیال پردازی ها، خاطرات، احساسات و افکار ناراحت کننده مرتبط با ضربه عشقی غرق نشوید. برای جلوگیری از این کار علامت هایی برای خود در نظر بگیرید یا عبارت «غرق نشو» را جلوی دید خود قرار دهید.

مدت طولانی در غم عشق نمانید

البته اگر رویداد ضربه عشقی به تازگی روی داده است (مثلا متوجه شده اید که معشوقتان به شما خیانت کرده، به تازگی جدا شده یا طلاق گرفته اید)، لازم است و دردناک سوگواری را طی کنید. با این حال، نباید به خودتان اجان دهید بعد از چند ماه، به طور کامل مغلوب درد و سوگ شوید چنان که قادر به انجام تعهدات شغلی، خانوادگی و اجتماعیتان نباشید. اگر در غم فرو می روید، فقط باید برای مدت کوتاهی پس از حادثه باشد. من کمترین زمان را برای ماندن در این غم ترجیح می دهم.

  • یکی از مشکلات فرو رفتن در غم، این است که مبتلایان به سندرم ضربه عشقی، تمایل به فکر کردن مکرر در باره رویداد ضربه عشقی دارند. به خاطر داشته باشید که سندرم ضربه عشقی، اختلال یادآوری های مکرر است و هرچه بیشتر در باره ضربه فکر کنید، خاطراتتان بیشتر تقویت می شود. به خود این تعهد را بدهید که برای حال و آینده چشم اندازی داشته باشید و در جهت آن تلاش کنید. می توانید چشم انداز خود را در طول زمان اصلاح کرده یا تغییر دهید.
  • در جهت چشم انداز خود حرکت کنید، مهم نیست چقدر احساس بدی دارید. همانطوری که الکلی های گمنام بر این باورند: «تلقین کنید تا زمانی که آن را به دست آورید.»
  • بگذارید درد گذشته رها شود. در زمان حال زندگی کنید. ضربه عشقی به مهمترین رویداد زندگی گذشته، حال و آینده تان تبدیل می شود. ضربه باید در جای خودش، یعنی گذشته، قرار گیرد.
  • این حق را دارید که خوشحال باشید. اجازه ندهید زباله های مغزی نابودتان کند. زباله های مغزی را از خود دور کنید. آنها اطرات، احساسات، افکار و عواطفی هستند که با وضعیت کنونیتان هیچ ارتباطی ندارند، فقط جزوی از برنامه تکاملی مغز باستانی هستند که در برابر تهدیدات گذشته، حال و آینده به منظور انتقال ژنها به آینده می دهند. چه اهمیتی دارد؟ این برنامه های مغز باستانی با وضعیت کنونی شما ارتباط کمی دارد. ممکن است حتا تمایلی به انتقال ژنهایتان نداشته باشید. به خاطر داشته باشید که مغز علاقه ای ندارد تا شما را خوشحال نگه دارد، بلکه بیشتر به پریشان ماندنتان علاقه مند است تا نسبت به تهدیدات موجود برای ژن هایتان هشیار بمانید.
  • شکاف بین آنچه از رابطه عاشقانه می خواهید و آنچه دریافت می کنید را مشتاقانه بپذیرید. احساس می کنید استحقاق این را دارید که شریک عشقیتان، نیازهایتان را به طور کامل برآورده کند، در حالی که او ناامیدتان می کند. در عالم واقعیت، نباید خود را مستحق چیزی بدانیم. زندگی اغلب ناعادلانه است. بگذارید ناامیدی جایگزین خشم نسبت به شریک عشقیتان شود و برای این فقدان سوگواری کنید.
  • این حقیقت را بپذیرید که روابط عاشقانه ممکن است آسیب ببینند یا از هم بپاشند. اسطوره اسیب ناپذیر بودن را کنار بگذارید! شما برای یک نفر نمی توانید همه چیز باشید حتا برای کسی که بیش تر از همه دوستش دارید. اسطوره اسیب ناپذیری اغلب در هسته سندرم ضربه عشقی قرار دارد. شما با خود می گویید: چطور ممکن است این اتفاق برای من بیفتد؟ نباید این اتفاق برای من بیفتد!» اما چرا که نه؟ نسبت به خود یا عزیزانتان کمال گرا نباشید.
  •  زخم خود را بپذیرید. نباید به آن اجازه دهید نابودتان کندً
  • سوگواری برای آنچه از دست داده اید (مانند زخم)، شما را نابود نمی کند، بلکه موجب رهایی از درد می شود. شما قدرت تحمل کردن دارید. نگذارید زخمتان آلوده شود و در سرتاسر روح، ذهن و جسم گسترش یابد و وجودتان را فرا بگیرد و نابودتان سازد. می توانید بدون سختگیری نسبت به خود و خودارزیابی منفی، شکست و زخم را بپذیرید و سعی کنید برای این اندوه و غم ناراحت نباشید، چرا که این اندوه و غم برایتان مشکلی ایجاد نمی کند.مزایای تجربه درد و رنج ناشی از ضربه عشقی را دریابید.
  • خود را آرام سازید (حداقل برای این کار تلاش کنید). مدیتیشن و خودهیپنوتیزمی را به کار ببرید. مبتلایان به سندرم ضربه عشقی هنگام مدیتیشن، اغلب مانترای «غوطه ور نشوید» را با خود تکرار می کنند. ۱۱. اگر سندرم ضربه عشقی بیش از بیست دقیقه شما را در رختخواب بیدار نگه می دارد، از تخت بلند شوید تا شرطی نشوید که تخت جای خوابیدن نیست. این بی خوابی، بی خوابی شرطی یا بی خوابی روانی نامیده می شود. اگر فرد مبتلا به سندرم ضربه عشقی، بهداشت خوابی مناسبی را رعایت نکند، ممکن است دچار بی خوابی مزمن شود. بهداشت خواب مناسب یعنی استفاده از تخت فقط برای خوابیدن یا عشق بازی، ورزش کردن، استفاده نکردن از مواد کافئین دار و نیکوتین دار قبل از خواب.
  • در برابر میل به مجازات و انتقام جویی مقاومت کنید. این باور را از خود دور کنید که شما حق مجازات کسی که به شما صدمه رسانده است را دارید. ممکن است احساس کنید که آنها مستحق مجازات هستند، اما شما نمی توانید ابزاری برای مجازات آنها باشید. رها کردن خشم، اثر تخلیه ای دارد، اما برای این که مخرب یا مضر نباشد باید مهار شود. می توانید بدون تمایل به انتقام جویی، فقط صدمه ای را که از عشق او دیده اید، توصیف کنید. همچنین باید از میل به کنترل فردی که دوستش دارید چشم پوشی کنید. در «عشقی که خودخواهانه نیست»، فرد میل به کنترل را رها می کند. متأسفانه، «جاذبه روانی» مغز را به سمت «عشق خودخواهانه» سوق می دهد؛ عشقی که در آن فقط و فقط نیازهای ما ارضا می شود. در برابر این جاذبه مقاومت کنید (مذهب اغلب در این کار به ما کمک می کند).
  • رؤیاهای عاشقانه خود را تحقق ببخشید. به خود یادآوری کنید که شما دوست داشتنی هستید. به دنبال نیمه گمشده خود باشید. به یک جایگزین فکر کنید. به خاطر داشته باشید که عشق آسان نیست. در رابطه عاشقانه همیشه دو نفر کاملا باهم «جور» نیستند. همیشه در مسیر، موانعی وجود دارد و برخی از آن ها . آن قدر بزرگند که باعث انحراف شما از مسیر می شوند. برای بازگشت به مسیر، لازم است ارزیابی درستی داشته باشید.
  •  برای معاینات پزشکی، به یک پزشک مراجعه کنید. به پزشک خود اطلاع دهید که می خواهید یک برنامه منظم فعالیت جسمانی داشته باشید. به طور منظم ورزش کنید. آمادگی جسمانی با بسیاری از محرک های بیمار کننده ناشی از سندرم ضربه عشقی مقابله می کند. سندرم ضربه عشقی، موجب برانگیختگی شدید هیجانی و جسمانی می شود و ورزش، روشی ایدئال برای هدایت انرژی ناشی از سندرم است.
  •  سعی کنید خوشحال باشید، هر چقدر که سخت باشد. با احساس بدبختی نسبت به چیزهایی که نمی توانید تغییر دهید، زندگیتان را تلف نکنید. افکار منفی و سمی که برای شاد بودن مضرند را از خود دور کنید و بکوشید گرفتار این افکار نشوید. روحیه خود را تقویت کنید تا فقط افکار مثبت به ذهنتان خطور کند. به گفته پیتر مک ویلیامز: «شما قادر به پرداخت هزینه سنگین افکار منفی نیستید.»
  •   از دیگران دوری نکنید. ارتباط خود را با دوستان، بستگان و آشنایان حفظ کنید و اجازه دهید از درد و رنج شما آگاه شوند. همچنین می توانید خود را درگیر فعالیتهای اجتماعی کنید.
  •   مشکلات مربوط به ضربه عشقیتان را به خداوند بسپارید و به او اعتماد کنید با رفتن به مسجد، کلیسا، کنیسه یا سایر مکان های مذهبی می توانید نیاز های معنوی خود را برآورده سایزد. به خاطر داشته باشید در هر حالتی، چه هنگامی که درد دارید و چه هنگامی که ندارید، خدا همیشه با شماست
  • ضربه عشقی آن قدر مسئله بغرنجی نیست که شما را برای سال ها غمگین نگه دارد.
  • بیش تر در جستجوی شادی باشید! برخی ادیان، شاد زیستن را یکی از مسئولیت های مذهبی می دانند. در زمان حال زندگی کنید و سعی کنید بیش تر بخندید
  • اجازه ندهید عواقب شکست، شما را احاطه کند. نگذارید شکست باعث خودارزیابی منفی شود. اگر سندرم ضربه عشقی با خواب آلودگی، اضطراب و افسردگی شدید همراه شود، لازم است به سرعت به متخصص سلامت روان مراجعه کنید و از او کمک بگیرید.
  • می توانید دوباره عاشق شوید. شما دوست داشتنی هستید. به سندرم ضربه عشقی اجازه ندهید به شما لطمه بزند و باعث شود که احساس کنید دوست داشتنی نیستید.
  • در مواجهه با سندرم ضربه عشقی، در دام مواد، الکل و روابط جنسی بی بند و بار گرفتار نشوید.
  • در مواجهه با سندرم ضربه عشقی نباید حتی به فکر استفاده از تفنگ یا سلاح های دیگر بیفتید. ارزش این کار را ندارد! حتی اگر وسوسه استفاده از سلاح را دارید، لازم است به سرعت از متخصص کمک بگیرید.
  • به آهنگ های عاشقانه گوش دهید. با این کا درک می کنید که چطور عشق، شادی و درد را با هم دارد. هنگامی احساس زنده بودن می کنید که بتوانید هم شادی و هم درد عشق را تجربه کنید.
  • هر چند که پس از تجربه ضربه عشقی، میزانی از درد طبیعی است، اما نباید اجازه دهیم این درد دائمی شود. این درد را پشت سر بگذارید و به دنبال تعالی، زیبایی و عشق در دیگر جنبه های زندگی بروید. سعی کنید موقتا از درد فاصله بگیریر.
  • اگر احساس می کنید عزت نفس و خود پندار ه تان، به شدت به خاطر رویداد ضربه عشقی اسیب دیده است، باید به دنبال مشاوره با روان پزشک، روان شناس، مشاور و متخصصان دیگر بهداشت روانی باشید. سندرم ضربه عشقی ، گاهی اوقات برای همیشه می تواند احساس کفایت فرد را در زندگی و تحقق آرزوهایش کاهش دهد. همچنین مانع پیشرفت حرفه ای، عاطفی و معنوی فرد شود یا آن را به تاخیر بیندازد. حفط عزت نفس، فرابندی فعال است که در آن احتیاج دارید از انتقاد خود « دست بردارید» و خود و زخمتان را بپذیرید. برخی اوقات، کار با یک مشاور حرفه ای کمکتان می کند تا کشف کنید چرا مغزتان رویداد ضربه عشقی را ویرانگر تر از چیزی که بوده، درک کرده است. زندگی شما بسیار با ارزش است و اغلب ضربه عشقی آن قدر اهمیت ندارد که تاثیرات طولانی  مدتی بر رفتار و احساستان بگذارد و لازم است بر قابلیت ها و ویژگی های مثبت خود تمرکز کنید.
  • برای تشخیص مشکلات رابطه و حل آن ها، زوج درمانی ضروری است. روابط در صورتی بهتر پیش می رود که هر یک از زوجین بتواند تصویر خوبی از خویش در ذهن دیگری ایجاد کند. اگر این اتفاق نیفتد، رابطه به سوی نابودی پیش می رود. گاهی یکی از زوجین در مقایسه با دیگری برای بهبود رابطه، سرمایه گذاری بیش تری می کند. شما می کوشید تا از آنچه در اختیار دارید استفاده کنید. از سرزنش، اجتناب کنید و بپذیرید در مشکلاتی که با شریک عشقیتان دارید شما هم مسئولید.
  • متعهد شوید که تجربه ضربه عشقی را به یک تجربه رشد دهنده تبدیل کنید. آن را تجربه ای بدانید که از شما فرد سالم تر و بهتری خواهد ساخت.
  • ضربه عشقی را به تجربه پیروزش تبدیل منید. در برابر از دست دادن، تسیلم شوید و تلاش کنید « از طریق این تسلیم به پیروزش برسید». از تجاربی که از مسیر رسیدن به پیروزی به دست آورده اید، استفاده کنید. یاد بگیرید که ببخشید و کم تر به ضربه عشقی فکر کنید و رهایش کنید. در ص.رت لزوم از یک روان درمانگر کمک بگیرید و در جستجوی تولدی دوباره و بازسازی باشید.
  • برای بهبودی به خودتان زمان دهید. به ندرت سندرم ضربه عشقی یک سبه درمان می شود. امیدتان را از دست ندهید. می توانید حتی بدون کم گرفتن از یک روان درمانگرحرفه ای – زنجیری را که باعث عذابتان می شود پاره کنید. اگر نمره تان پس از چند هفته همچنان بالا بود، لازم است به متخصص سلامت روان مراجعه کنید. آن ها پیشنهاد های زیادی برای شما دارند. برخی افراد به خاطر واکنش هایشان نسبت به ضربه عشقی ، احساس نگرانی و شرمندگی بسیاری می کنند که موجب می شود از گرفتن کمک حرفه ای اجتناب ورزند. هر چند فکر کردن به صحبت درباره دردشان با یک متخصص خارج از تحمل آن هاست، اما ارزشش را دارد.

منبع: کتاب شکست عشقی از ریچارد. بی اس ترجمه فاطمه مسعودی و …

نویسنده: فروغ طاهر سلطانی

تذکر مهم

به اشتراک گذاری این کلیپ، فارغ از این نوشتار؛ صرفا در جهت ارادتی ست پایدار به گنجینه ی فهم و ادب،حضرت استاد شهریار

روحش شاد و نامش به نیکی ماندگار

***************************

سندروم ضربه ی عشق یک طرفه

 در ادامه ی مسیر روانشناسی عشق، به خیابان تازه ای می رسیم. خیابان بن بستی به نام عشق یک طرفه .

عشقی که می توان از آن به عنوان یک بیماری یاد کرد. عشق یک طرفه عشقی است که میل به معشوق در آن امری ذهنی است یعنی عاشق در افکار و پیش فرض هایش باور دارد که معشوقش به او علاقه مند است و او از احساسات معشوقش بی اطلاع است. 

روان شناسان این حالت را بیش از آن که نوعی عشق بنامند، آن را نوعی بیماری روانی به نام «پارانویا» می دانند. عشق های یک طرفه نوعی بیماری روانی محسوب می شود. در برخی موارد اشخاصی وجود دارند که دیوانه وار به فردی علاقه مند هستند و تصور می کنند که آن شخص نیز آن ها را دوست دارد اما این ها تنها در مخیله او وجود دارد زیرا در مواقعی ممکن است شخص دیگر یا او را دوست نداشته باشد یا در مواقعی حتی او را نشناسد! 

این حالت عادی و معمولی نیست زیرا در حالت عادی اگر فردی به شخص دیگر علاقه مند شود ولی بداند که عشق و علاقه اش یک طرفه است، بی شک از آن عشق دست بر می دارد ولی زمانی که شخص دچار این اختلال روانی باشد، از این عشق یک طرفه دست بر نمی دارد.  واژه علمی که برای این نوع بیماری به کار برده می شود؛ «عشق بی وصال» است. تجربه چنین عشق هایی آسیب زاست برخی افراد به امید این که روزی بتوانند به فرد مورد علاقه شان که از این علاقه بی خبر است برسند، روزگار می گذرانند اما این امیدهای واهی هیچ وقت به واقعیت بدل نمی شوند و تنها برای آنان چشمانی گریان و دلی پردرد بر جای خواهد گذاشت. «سپیده دانایی» در این باره می نویسد بنابراین افراد باید در ایجاد روابط خود با دیگران آگاهانه تر و هوشمندانه تر برخورد کنند و معیارشان را فقط براساس عشقی که سرچشمه و منشأ آن احساسات و هیجانات پرشور است، بنا نکنند تا کمتر آسیب ببینند و به آن آرامش و خوشبختی و شادی که استحقاق آن را دارند، دست یابند. باید دانست که عشق های یک طرفه برای افراد به ظاهر عاشق، نگران کننده و آسیب زاست و نباید آن را بی خطر دید. از افسردگی تا اضطراب فردی که فقط به فرد مورد علاقه اش فکر می کند و می داند که تقریبا هیچ راهی برای وصال وجود ندارد، معمولا دچار مشکلاتی از قبیل کاهش عزت نفس، افسردگی و نوسانات سریع خلق و خو می شود. در حالت عادی اگر فردی به شخص دیگری  علاقه مند شود اما بداند عشق و علاقه اش یک طرفه است، بی شک از آن عشق دست برمی دارد اما زمانی که این حالت، شدید و حتی بیمارگونه شود، از این عشق یک طرفه دست برنمی دارد. عاقبتی چون بی تمایلی به ازدواج جالب است که بدانید مراحل سه گانه اعتراض، ناامیدی و بی اعتنایی بارها در عشق های یک طرفه دیده شده است. واکنش چنین عاشق هایی در ابتدا واکنشی اعتراضی است یعنی گریه می کنند، مضطرب می شوند و در تلاش هستند شکلی از ارتباط را با معشوق برقرار کنند. پس از شکست های مکرر برای به چنگ آوردن دل معشوق، اعتراض به ناامیدی بدل می شود و عاشق غمگین، همه نشانه هایی را از خود بروز می دهد که اغلب با افسردگی بالینی در ارتباط است. در نهایت، خستگی عاطفی حالتی از بی اعتنایی به ادامه زندگی و به خصوص ازدواج را پدید می آورد.در پایان باید توجه داشت که رنج دوست داشتن فردی که هیچ اطلاعی درباره عشق اش به خودمان نداریم، توام با احساس ناامیدی و افسردگی خواهد بود. همچنین زمانی که فکر می کنید آن فرد دقیقا همانی است که شما می خواهید، این احساسات قوی تر هم می شوند و دردسرهایش بیشتر می شود.  

ترانه عشق یک طرفه

مهدی احمدوند

متن ترانه عشق یک طرفه

یادش بخیر یه روز تو رو دوست داشتم و دل تو یه جای دیگه بود

هر کاری کردم که با تو باشم اما عشق من یک طرفه بود

انقدر می خواستمت که خدا می دونه که باور نکردی هنوز

باور کن ای دل ساده که رفته و به پاش نشین و نسوز

چشمای من خیره به در می مونه تا برگردی

نفهمیدی با رفتنت قلبم و پرپر کردی

منتظرت می مونم و کنار این خاطره ها

دلم گرفت دلم شکست از غم این حادثه ها

♫♫♫♫♫♫

گفتی به من برو پی کارت و نمی دونم دلم چقدر از این حرفت شکست

گفتی میری و آخرش باخنده رفتی و خنده ی آخرت هم به دل نشست

خیره نشو انقدر به جای خالیش دیگه رفت پیش تو نمیاد

ای دل ساده بسه دیگه اون دیگه یاد تو رو هم نمی خواد

چشمای من خیره به در می مونه تا برگردی

نفهمیدی با رفتنت قلبم و پرپر کردی

منتظرت می مونم و کنار این خاطره ها

دلم گرفت دلم شکست از غم این حادثه ها

نویسنده : 
تاریخ انتشار : مهر ۷, ۱۳۹۹

دیدگاههای کاربران

دیدگاهتان را بنویسید...

تاراز