دعای مجیر

دعای مجیر در بین دعاها از جایگاه بلندی برخوردار است که از حضرت رسول(صلی‌الله‌علیه‌وآله) روایت شده و دعایی است که جبرئیل برای آن حضرت هنگامی که در مقام ابراهیم مشغول نماز بود آورد و کفعمی در «بلد الامین» و «مصباح» این دعا را ذکر نموده و در حاشیه آن به فضیلت آن اشاره دارد، از جمله اینکه:

هر که این دعا را در «ایام البیض» [روزهای سیزدهم و چهاردهم و پانزدهم] ماه رمضان بخواند گناهش آمرزیده می‌شود، هرچند به عدد دانه‌های باران و برگ‌های درختان و ریگ‌های بیابان باشد؛ و خواندن آن برای شفای بیمار و ادای دین و بی‌نیازی و توانگری و برطرف شدن غم و اندوه سودمند است؛ و دعا این است:

آساره صبح

رمانی جذاب، سرشار از جملات طلایی و ماندگار…که در لحظه لحظه ی گلبرگ صفحاتش سروشی در گوش جان فریاد می زند: آهای مدعی خمار عشق!
حواست خوب به روزنه ی چشمان و تپش حنجره ی قلبت باشد.
حال که به دیده ی سَر محو تماشای مسیری، غافل از خطرات ره مباش!
چرا که لذت ها به نسبت طعم شان، قیمت دارند.
و در این عصرجدید آذین به حدید، طلای وجود را  نمی توان بر چسب قیمت زد. نمی توان به بازار مسگرها دست به دستش کرد و در نهایت به حراجش گذاشت..

رقص اندر خون خود مردان کنند…

خداوندا ! پاهایم سست است. رمق ندارد. جرأت عبور از پلی که از جهنّم عبور می‌کند، ندارد. من در پل عادی هم پاهایم می‌لرزد، وای بر من و صراط تو که از مو نازکتر است و از شمشیر بُرنده‌تر؛ اما یک امیدی به من نوید می‌دهد که ممکن است نلرزم، ممکن است نجات پیدا کنم. من با این پاها در حَرَمت پا گذارده‌ام و دورِ خانه‌ات چرخیده‌ام و در حرم اولیائت در بین‌الحرمین حسین و عباست آن‌ها را برهنه دواندم و این پاها را در سنگرهای طولانی، خمیده جمع کردم و در دفاع از دینت دویدم، جهیدم، خزیدم، گریستم، خندیدم و خنداندم و گریستم و گریاندم؛ افتادم و بلند شدم. امید دارم آن جهیدن‌ها و خزیدن‌ها و به حُرمت آن حریم‌ها، آن‌ها را ببخشی.

خداوندا ! سر من، عقل من، لب من، شامّه من، گوش من، قلب من، همه اعضا و جوارحم در همین امید به سر می‌برند؛ یا ارحم الراحمین! مرا بپذیر؛ پاکیزه بپذیر؛ آنچنان بپذیر که شایسته دیدارت شوم. جز دیدار تو را نمی‌خواهم، بهشت من جوار توست، یا الله!

حدیث کساء حدیث عشق

حدیث کساء حدیث عشق است. روایتی بی نظیر  که اگر فارغ از گنجینه ی معرفتی و ابعاد دینی ای که در بطن خود دارد بخواهیم فقط از زاویه ی طرز تکلم افراد در یک خانواده سالم بدان نظری اندازیم طومارها حرف برای گفتن دارد… خانواده ای در ۱۵۰۰ سال پیش با این حجم عظیم از ادب و متانت و سلامت گفتار و  رفتار. کافی است فقط روی معانی کمی دقیق و عمیق شوید..

شعر و سلامت روان

شعر تنها ابزاری است که به یاری آن می توان سایرین را به خلوت و تنهایی خویشتن راه داد. ساختار احساسی، عقلانی و جسمانی شعر چنان است که با آن می شود قلب انسان ها را لمس کرد و از احساس هایشان مطلع گردید. به واقع خواندن شعر به مفهوم تجربه ی مجدد این تجربه ها، به وسیله ی فردی است که آن ها را می خواند. شعر در حقیقت، دریچه ای است بین دو نفر که به هر جهت در اتاقی مبهم و کم نور زندگی می کنند»….

دل آوار

دل آوار گلبرگی ست سرخ، معطر به شمیم قلم مهر بانوی آیینه سان سرکار خانم دکتر لیلا عبدی که در برگ برگ پیچک سبز قلم نوشینش، جناب عشق آهسته و پیوسته سر از گلستان عشق چنین فریاد بر می آورد که:
می ارزد همه عمر دل آوار کسی باشی که به قدر لحظاتی دلت زیر آوارِ مهرش، مدفون باشد….

قلب آهسته حسین می گوید

پیامبر رحمت(ص)فرمودند:

«شهادت حسین(ع) حرارتی در دل های مؤمنان است که هرگز سردنمی شود. – ان لقتل الحسین علیه السلام حرارة فی قلوب المؤمنین لا تبرد ابدا.»

نامه ی خدا حافظی

اگر خداوند فقط لحظه‏ ای از یاد می‏برد که عروسکی پارچه‏ ای بیش نیستم و قطعه‏ ای از زندگی به من هدیه می‏ داد، شاید نمی‏ گفتم همه‏ ی آنچه که می‏ اندیشیدم و همه‏ ی گفته‏ هایم، اشیاء را…

ای قلم

ای قلم ؛ ای تفسیر نیلوفر سپید بر سرزمین لجن ای افسون سپید ، بر الواح خاکستری ای ستون خیمه آزادی در سردسیر استبداد و در گرمسیر آزادگی ای جوهر تو ، جام شوکران در حلق حقیقت ای بحر فلسفه…