دسته: داستان

0

تکریم خانواده ی همسر

لطفا در تکریم خانواده ی همسر, پیشتاز باشید.(قسمت اول خطاب به آقایان):  آقایون محترمی که درِخونه ی مردمو می زنین و دخترشونو به عقد خودتون درمیآرین , اینکه ازاین به بعد این خانم دراختیارشماست...

0

بی خانمان

 ـ – الو خانمِ….؟! ـ بله بفرمایید خودم هستم… ـ متأسفانه آقایی با مشخصات……!!!     **************************************** مشت گره شده  و بی جانش با تکانه های ماشین باز شد, تکه کاغذی کوچک از قفس...

0

شاهرخ حُرّ انقلاب

برشی از کتاب:مرتب می‌گفت: من نمی‌دونم، باید هر طور شده کله پاچه پیداکنی! گفتم: آخه آقا شاهرخ تو این آبادان محاصره شده غذاهم درست پیدا نمی‌شه چه برسه به کله پاچه!؟ بالاخره با کمک...

0

از کودکان بیاموزیم

از کودکان بیاموزیم.. وقتی که دید ماهی کوچولوی هفت سین خونه شون، آروم توی تنگ بلور خوابیده و دیگه حرکتی نمی کنه، لباشو جمع کردو به حالت بغض، رو به مامانش کردو گفت: مامان...

0

ابرام خان

 “ابرام خان“ نشر آداش منتشر کرد.. رقص قلمی تازه از مهربانوی آب و آیینه نشان سرکار خانم “لیلا عبدی”   …می‌دونی چیه ابرام خان؟ خدا واست نخواد.. از این بد، بدترم هست. وقتی داغی...

0

اگه دوسم داری….

  اول صبحی وارد محل کارم که شدم صدای های و هوی چنان بلند بود که تا ته راهرو به گوش می رسید: مشتاقانه قدمهامو بلندتر کردم تا ببینم چه خبرشده؟ وارد دفترم که...