پرسش های زمینی پاسخ های آسمانی

استاد، آدم عجیبی بود.
از آن دسته آدم‌هایی که حتی طعمِ بدِ قورمه‌سبزی ننه‌قمرها را هم، به بیخ‌ و‌ ریشِ دین و آیین می‌چسباندند و به درون هر قفل زنگ زده ای کلید می چرخاندند تا دانشجوهای بینوای اجاره‌نشینِ فکری را به نقدِ دین تحریک کنند….
انگار نه انگار کلاس، کلاس جامعه شناسی بود. آنقدر که از در و دیوار، تابلو و آدم‌هایش حرف که نه، حرّافی می‌بارید!
یک پا برای خودش، کانون تحریکات سیاسی-اجتماعی-دینی شده بود.
از بختِ بد، در آن کلاسِ سی نفره‌ی به هر سر و  سو سودا، حتی یک‌نفر هم به‌جهت تراز فکری، با من یار نبود؛ و از این باب، در فقری ناتمام دست‌و‌پا می‌زدم.

قهرو آشتی

  می گویند: مردها که می¬روند واقعاً می¬روند شوخی ندارند منت¬کشی و تماس و خواهش و نگاه حالیشان نیست… چنان می¬روند که انگار هیچ وقت نبوده¬اند!!! حتی رد پایشان را هم روی برف جا نمی¬گذارند، محض دلخوشی. اما… اما هیچ…

دلزدگی زناشویی , عشق و ازدواج

دلزدگی وضعیت دردناک جسمی، عاطفی و روانی است و کسانی را که توقع دارند عشق رؤیایی به زندگی­شان معنا ببخشد را متأثر می­سازد. دلزدگی هنگامی بروز می­کند که آنها متوجه می­شوند علی رغم تمام تلاش­هایشان این رابطه به زندگی­شان هیچ معنا و مفهوم خاصی نداده و نخواهد داد (ون­پلت[۸]، ۲۰۰۴). اندرسون[۹] و پاینز (۱۹۹۸)، دلزدگی را به عنوان یک حالت خستگی جسمانی، عاطفی و روانی که در شرایط درگیری طولانی مدت همراه با مطالبات عاطفی ایجاد می­شود، می­دانند. در این تعریف خستگی جسمانی با کاهش انرژی، خستگی مزمن، ضعف و تنوع وسیعی از شکایت­های جسمی و روان تنی مشخص می­شود. در حالی که خستگی عاطفی شامل احساسات درماندگی، ناامیدی و فریب می­شود، خستگی روانی به رشد نگرش منفی نسبت به خود و کار و زندگی بر می­گردد (اسکافلی و برنک[۱۰]، ۲۰۰۳؛ به نقل از منوچهری، ۱۳۹۰). از نظر لینگرن[۱۱] (۲۰۰۳؛ به نقل از نیکرو، ۱۳۹۰) دلزدگی از پا افتادن جسمی، عاطفی و روانی و ناشی از عدم تناسب بین توقعات و واقعیات است. فرسودگی به علت ناکامی در عشق بروز می­کند و پاسخی است در برابر مسائل وجودی……در واقع دلزدگی نتیجه درگیری طولانی ‌مدت در موقعیت‌هایی است که از نظر عاطفی و احساسی مطالبات زیادی دارند. چنین موقعیت‌هایی معمولاً به علت تفاوت زیاد بین توقعات و واقعیت بروز می‌کنند (پاینز، ۱۹۹۶؛ اشدون و همکاران، ۲۰۱۱).