برچسب گذاری توسط: سرنوشت

0

تاریخچه مددکاری اجتماعی

با نگاهی کوتاه می¬توان فهمید که ادبیات فارسی، اعم از نظم و نثر، مملو است از مضامین مددکاری، همکاری، محبت به زیردستان و استمدادطلبان. برخی از این اشعار و سخنان نغز از روایات و احادیث ائمۀ معصومین و آیات قرآن الهام می¬گیرد، که از جمله می¬توان به اشعار شیخ مصلح¬الدین سعدی اشاره کرد که در اشعار خود به بهانه¬های مختلف همگان را به همیاری فراخوانده است.وی با الهام از حدیث نبوی در تشبیه جامعۀ اسلامی و انسانی به پیکری واحد می¬گوید:

بـنـی آدم اعضـای یــک پـیکـرنـد که در آفرینش ز یک گوهرند

چون عضوی به درد آورد روزگار دگـر عضـوها را نمانـد قـرار….یکی از هدف¬های عمده مددکاری اجتماعی این است که در تلقی¬ها و باورهای مددجو از زندگی تغییر به وجود آورد یعنی باید در مددجو این باور ایجاد شود که شرایط موجود شرایط غیرقابل تغییری نیست و علی¬رغم محدودیت¬ها و معذوریت¬ها می-توان در این شرایط دگرگونی و تحول به وجود آورد. یعنی «انسان» موجودی مقهور و محکوم نیست که تسلیم سرنوشت باشد و خود را به دست قضا و قدر بسپارد و هیچ اختیار و اراده¬ای از خودش نداشته باشد. …..