نظریات کارآمد معاصر مددکاری

چکیدۀ نظریه¬های زیر برای مددکارانی است که درصددند در هر شرایطی به مددجویان یاری رسانند. این نظریات عبارتنداز:

نظریات سیستمی خانواده

بسیاری از روابط مددکاری با مددجویانی برقرار می¬شود که عضو جدایی¬ناپذیر خانواده هستند. معمولاً کمک به افراد جوان به ویژه کسانی که از خانواده خود جدا شده¬اند کاری بی¬حاصل است. منشأ نظریه سیستم¬ها علم زیست¬شناسی است که طبق آن ارگانیسم¬های زنده همواره در معرض تغییر و ترکیب مجدد قرار می¬گیرند و در واقع سیستم¬های خودتنظیم هستند…مهم¬ترین مسأله نظریه سیستمی که در فرایند مددکاری به کار گرفته می¬شود این است که مددکار باید موقعیت مددجو را در سیستم خانواده یا همسایگان مورد توجه قرار دهد….نظریه چند فرهنگی

مددکار موفق باید دارای چنان دید وسیعی باشد که تنها به نقش فرهنگ¬های مورد نظر دیگران اکتفا نکند و گرایش¬های فرهنگی خود را نیز بشناسد و خود را با نظریات تاریخی مشاوره و شیوه¬های دیگر فرهنگ¬ها سازگار نماید… در این نظریه تأکید شده است که از دید یک محرم به فرهنگ مددجو بنگریم؛ …..نظریه تحولات و آینده¬نگری

لازم است مددکاران دربارۀ تغییرات فردی و اجتماعی فکر کنند. اساس این شیوه، فرضیات نظری دربارۀ چگونگی سازگاری کلی افراد با تحولات زندگی، میزان قبول تغییر به عنوان چالش نه تهدید و نیز فرایند پیچیده گسستن از گذشته و قبول مسئولیت¬های زندگی نوین است. به همین ترتیب، تحول اجتماعی برای مددکار حائز اهمیت است؛ زیرا افراد در جامعه بزرگی زندگی می¬کنند که همواره در حال تحول است. …نظریه ارزشی

براساس این نظریه بهتر است مددکاران با ارزش¬ها و گرایش¬های اجتماعی روز، پیش روند؛ چرا که تقریباً تمام اعمال مددجو برپایه نظام ارزشی خاصی است. رفتار جنسی مثال بارز این امر است. افرادی که حداقل سه دهه از عمرشان گذشته است به یاد دارند که ارزش¬های فرهنگی کشورشان چه تغییرات مبهوت¬کننده¬ای را پشت سر گذاشته است. …..