بررسی ابعاد عرفانی خشوع وخشیت الهی، در یک نگاه

بررسی ابعاد عرفانی خشوع وخشیت الهی، در یک نگاه

 

  • حکما علوم را برمبنای موضوع یا روشی که در آنها به کار رفته به دو گروه تقسیم کرده-اند که عبارتند از: الف- تقسیم¬بندی برمبنای موضوع ب- تقسیم¬بندی برمبنای روش
  • دو واژۀ عرفان و تصوف در ابتدا در مبانی نظری تفاوت چندانی با یکدیگر نداشتند و در کتب متقدمان عرفان و تصوف هر دو به طریقه¬ای روحانی گفته می¬شده است که در آن فرد با تکیه بر مبانی شریعت و با تهذیب نفس و اعراض از تمایلات نفسانی و متاع دنیوی، از طریق سیر و سلوک باطنی، کمال نفس را غایت معنوی و سرانجام وصول به حق را سرلوحه حیات معقول خویش قرار می¬دهد.
  • عرفان و تصوف اصیل و ناب از نظر مبانی با یکدیگر تفاوتی ندارند و حتی گاهی با در نظر گرفتن مبانی مشترک به جای یکدیگر نیز استعمال می¬شوند. با توجه به این جنبه، عرفان مکتبی است فکری و نظری که به شیوه کشف و شهود و اشراق به بررسی شناخت حق و حقایق امور و اسرار آفرینش می¬پردازد. عرفا یک طبقه فرهنگی و علمی هستند که علاوه بر جنبه علمی و بعد نظری، در طول تاریخ فرهنگ اسلامی با برخورد با فرق مختلف و آشنایی با آداب و رسوم آنها، بعد اجتماعی و فرقه¬ای به خود گرفتند که از این بعد اجتماعی و فرقه¬ای به تصوف تعبیر می¬کنند.
  • یکی از مناسب¬ترین دیدگاه¬هایی که دربارۀ تفاوت عارف با زاهد و عابد مطرح شده آراء ابن سیناست که در این باره می¬گوید: «زاهد» نام خاص کسی است که از متاع دنیوی و خوشی¬های زندگی دوری می¬کند؛ و نام «عابد» به کسی اختصاص دارد که بر انجام دادن عبادات مانند نماز و روزه مواظبت نماید، و «عارف» نام خاص کسی است که فکر خود را به عالم قدس جبروت متوجه ساخته و پیوسته در باطن خود از اشراقات نور حق برخوردار می-باشد.
  • عرفان اسلامی در ابعاد مختلفی همچون عملی، معرفتی، دینی، ادبی و تربیتی رشد و تکامل یافته است.
  • برنامه¬هایی که سالک عملاً در خود پیاده می¬کند تا منازل و مقامات را پیموده، در نهایت به حق تعالی نایل شود، عرفان عملی است.

– در عرفان عملی حالت سیر و خدای متعال دو محور اساسی هستند.

– در عرفان عملی مراد از عمل، اعم از اعمال جوارحی و جوانحی است.

– عرفان عملی یا سیر و سلوک، غیر از علم عرفان عملی است که از آن به علم طریقت، سلوک، تصوف و… یاد می¬شود.

  • وقتی سالک از طریق سلوک به شهود حقایق نظام هستی رسید، در درجۀ اول برای خویش معرفتی فراهم کرده است که از آن به «معرفت شهودی» و «تجربۀ عارفانه» تعبیر می¬شود. اما اگر همین عارف، مشاهدات خود را در زمینۀ هستی¬شناسی عرفانی ترجمه نموده، بازتاب زبانی دهد و به تقریر، توضیح و تبیین آن بپردازد، عرفان نظری یا علم عرفان نظری شکل می¬گیرد.
  • چهار محور اساسی در عرفان نظری عبارتند از: نخست آنکه از سنخ معرفت است، دوم، محتوای آن هستی¬شناسی است، و سوم روش آن شهودی است و چهارم به تعبیر و ترجمۀ زبانی درآمده است.
  • از دیدگاه عقلی، نقلی و تجربی، رسیدن به معارف شهودی از راه سلوک و مجاهده ممکن است.
  • در فرهنگ اسلامی به برکت دین اسلام و زحمات اندیشمندان مسلمان، نه تنها احساس تضاد بین عرفان، و دین و عقل دیده نمی¬شود، بلکه احساس هماهنگی مشهود است.
  • تأثیر عرفان عملی بر عرفان نظری آن است که اساساً عرفان نظری نتیجۀ عرفان

عملی است.

  • تأثیر عرفان نظری بر عرفان عملی در دو امر است: یکی آنکه حقیقت عرفان نظری، یعنی معرفت شهودی علت غایی عرفان عملی است و دیگر آنکه با توجه به عرفان نظری، می-توان تحلیل¬های هستی¬شناسانۀ دقیق از منازل و مقامات عرفان عملی ارائه کرد.
  • از مسائلی که در اثبات هویت اسلامیِ «عرفان اسلامی» بسیار مؤثر است، بحث در خاستگاه عرفان اسلامی است.
  • برخی عرفان اسلامی را برگرفته از فرهنگ¬های خارج از حوزۀ فرهنگ اسلامی می¬دانند، اما نظر پذیرفته شده از سوی عارفان مسلمان و نظر غالب در میان محققان غربی و اسلامی آن است که عرفان اسلامی، از فرهنگ اسلامی برآمده است؛ زیرا هم در بعد علمی و هم در بعد عملی دست¬مایه¬های معنوی و عرفانی گسترده¬ای در متون دینی، زندگی پیشوایان اسلامی و پرورش¬یافتگان ایشان وجود دارد که دیگر به اتخاذ این سنخ از مفاهیم و معارف در بیرون از اسلام هیچ نیازی دیده نمی¬شود.
  • بحث «شریعت، طریقت و حقیقت» از ابعاد مختلف از جمله اثبات هویت اسلامی عرفان اسلامی دارای اهمیت است.
  • «شریعت» مجموعۀ احکام اسلامی و «طریقت» مسائل سلوکی اسلام و «حقیقت» مباحث هستی¬شناسانۀ دین می¬باشد.
  • عرفان اسلامی «بخش عرفان عملی با حوزۀ طریقت دین و در بخش معارف و عرفان نظری با حوزۀ حقیقت دین مرتبط و هماهنگ است و از متون آیات و روایات در این دو حوزه استفاده¬های فراوان نموده است.
  • در عرفان اسلامی عمده¬ترین وسیلۀ سنجش که آن نیز «میزان عام» تلقی می¬شود، دین ختمی اسلام است؛ چرا که از کشف تام و اتم محمدی صلی¬الله علیه و آله برگرفته می¬باشد.
  • خشوع در اصطلاح اهل معرفت و در عرفان به معنای تذلل در دل و کوچک دیدن خود در مقابل پروردگار جهانیان است. به عبارت دیگر خشوع یک فروتنی قلبی و اعتقادی است. برای درک حالت خشوع باید دانست که خشوع حالتی تصنعی و ساختگی نیست بلکه خشوع در جایی که انانیّت و منیّت انسان درهم شکند ظهور پیدا می¬کند. و خشوع به دو قسم خشوع واقعی و ظاهری تقسیم می¬شود.
  • تمام سیر الی الله به سه بخش عمدۀ اسلامی، ایمانی و احسانی تقسیم می¬شود، اما هر یک از این بخش¬ها خود به مراحل مختلفی تقسیم می¬شوند. مقام¬های اسلامی از سه مرحله «بدایات»، «ابواب»، «معاملات» تشکیل یافته است و در پی آن مقام¬های ایمانی بر دو مرحلۀ «اخلاق» و «اصول» مشتمل است و پس از آن مقام¬های احسانی که عبارتند از: «اودیه»، «احوال»، «ولایات»، «حقایق» و «نهایات» قرار می¬گیرند. بنابراین تمام سلوک از ده مرحله شکل یافته است که مطابق برداشت خواجه عبدالله انصاری، هر یک از آنها به ده مقام کوچک-تر تقسیم می¬شوند که از ضرب ده مرحله در ده مقام، در مجموع صد مقام و منزل پدید می-آید و از این رو از منازل¬السائرین، خواجه با عنوان «صد منزل» یاد می¬شود.
  • مقام¬های سلوک «تو در تو» هستند؛ یعنی در هر مقامی، مقام¬های دیگر حتی فنا و توحید نیز بروز و ظهوری دارد، اما مناسب همان مقام و مرحله.
  • از جمله اصطلاحات پایه در عرفان عملی، دو اصطلاح حال و مقام است. «حال» امری روحانی است که بدون کسب و زحمت و ازجانب خداوند متعال به بنده عنایت می¬شود و بسیار زودگذر است، که از آن به «احوال برقی» تعبیر می¬شود که همچون برق می¬آید و می-رود، مانند حزن، خوف، بسط، قبض، شوق و غیر اینها، اما «مقام» عبارت از حقیقتی روحانی است که سالک با زحمت، کوشش، مجاهدت و ریاضت به دست می¬آورد و از این جهت دوام دارد.
  • یکی از ویژگی¬های مقام آن است که ورود به یک مقام، مشروط به ملکه شدن مقام قبل از آن است. ملاعبدالرزاق کاشانی در اصطلاحات الصوفیه تأکید کرده است که: «تا وقتی کسی قناعت را ملکۀ خود نسازد، توکل از او صحیح نیست و تا زمانی که توکل را در خود پیاده نکند و در نفس راسخ نسازد، تسلیم معنا نخواهد داشت».
  • هر حرکت و سیری از آنجا که دفعی نبوده و تدریجی است، به سه قسمت کلی تقسیم می¬شوند که عبارتند از: آغاز، وسط، پایان. سلوک عرفانی، سفر و حرکت معنوی نیز بر همین اساس، بر این سه بخش مشتمل خواهد بود که با اقتباس از آموزه¬های دینی، همۀ مقام¬هایی که به عنوان آغاز سلوک مطرح هستند، مقام¬های اسلامی و کلیۀ مقام¬هایی که در وسط سفر الهی قرار دارند، مقام¬های ایمانی و همۀ مقام¬های نهایی سیر و سلوک عرفانی، مقام¬های احسانی نام گرفته¬اند. با توجه به این تقسیم¬بندی مقام خشوع در گروه مقام¬های اسلامی و در مرحلۀ دوم یعنی «ابواب» و در مرتبۀ چهارم پس از حزن، خوف و اشفاق قرار دارد.
  • کاشانی خشوع را در مرحلۀ ابواب بدین عبارت تعریف می¬کند که: «مقام خشوع… شکستگی در نفس سالک و آرامشی در قوای طبیعی و غریزی اوست، آن چنان که به طور کامل تسلیم اوامر و نواهی خداوند بوده و از آنجا که خدا او را می¬بیند، فروافتادگی و خاکساری در پیش گرفته و عظمتِ کبریایی او را به خشیت انداخته است».
  • یکی از بهترین راه¬های ایجاد خشوع و شکستگی، تأمل در آیات قرآن کریم است و برای رسیدن به مقصد و نمازی که انسان را به معراج ببرد، راهی جز فروشکستن وجود ندارد. که چنانچه خداوند به انسان توفیق دهد که در مقابل خدا شکسته شود و انانیّت و منیّت سرمایه-های دروغینی که برای خود قائل بود را بشکند در این حال باید گفت او به مقصد رسیده است و جزء رستگاران شده است.
  • تفاوت خضوع با خشوع در این است که «خشوع» مربوط به قلب انسان «جانحه» است، برخلاف «خضوع» که وصف اعضای ظاهری و «جارحه» است. از این رو تصنع و ریاپذیر است، در حالی که در خشوع، ریا راه ندارد.
  • از بزرگ¬ترین موانع رسیدن به خشوع، غافل شدن از یاد خدا، دور شدن از مکتب وحی و ارتکاب گناه است، همچنین کارهایی که در ظاهر گناه نیست ولی قساوت قلب می¬آورد و انسان را از توجه به عبارت و حالت خشوع باز می¬دارد.
  • از جمله راهکارهای ایجاد خشیت الهی عبارتست از: ۱- تفکر عمیق در آیات قرآن حکیم بلاخص اوصاف بهشت و جهنم ۲- ترس از محرومیت از رحمت¬های الهی ۳- شناخت و معرفت عمیق به خدا ۴- احساس عجز و حقارت در برابر قدرت و عظمت الهی و در آخر پنجمین و مهم¬ترین راهکار دوری از غرور و کبر و خودپسندی با درک حقارت در مقابل عظمت خدا

خشیت الهی. لویمی. مسعود

 

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *