نظریات کارآمد معاصر مددکاری

 

نظریات کارآمد معاصر

چکیدۀ نظریه¬های زیر برای مددکارانی است که درصددند در هر شرایطی به مددجویان یاری رسانند. این نظریات عبارتنداز:

 

نظریات سیستمی خانواده

بسیاری از روابط مددکاری با مددجویانی برقرار می¬شود که عضو جدایی¬ناپذیر خانواده هستند. معمولاً کمک به افراد جوان به ویژه کسانی که از خانواده خود جدا شده¬اند کاری بی¬حاصل است. منشأ نظریه سیستم¬ها علم زیست¬شناسی است که طبق آن ارگانیسم¬های زنده همواره در معرض تغییر و ترکیب مجدد قرار می¬گیرند و در واقع سیستم¬های خودتنظیم هستند… مهم¬ترین مسأله نظریه سیستمی که در فرایند مددکاری به کار گرفته می¬شود این است که مددکار باید موقعیت مددجو را در سیستم خانواده یا همسایگان مورد توجه قرار دهد. انسان¬ها به صورت منزوی زندگی نمی¬کنند، هر سیستمی دارای یک سری قوانینی است که تعیین می¬کنند هر عضو چگونه رفتار نماید. لازم است مددکاران قوانین و انتظارات احتمالی را مشاهده و درک کنند، چرا که آنچه در یک عضو سیستم تأثیر می¬گذارد در کل سیستم نیز مؤثر خواهد بود. همچنین لازم است بدانند چه کسی این قوانین را مطرح و اجباری می¬سازد و چگونه در پی آن تعارضات حاصل می¬گردند. در واقع همین قوانین و عادات هستند که در کانون خانواده یا خانواده ایلی و همسایگی موجب احساس هویت و تعلق داشتن افراد و نگرش معنی¬دار آنها به جهان می-گردد.

 

نظریه چند فرهنگی

مددکار موفق باید دارای چنان دید وسیعی باشد که تنها به نقش فرهنگ¬های مورد نظر دیگران اکتفا نکند و گرایش¬های فرهنگی خود را نیز بشناسد و خود را با نظریات تاریخی مشاوره و شیوه¬های دیگر فرهنگ¬ها سازگار نماید… در این نظریه تأکید شده است که از دید یک محرم به فرهنگ مددجو بنگریم؛ بدین معنا که مثلاً به الگوهای کلامی، غیرکلامی، ضرب¬المثل¬ها، اعتقادات، شعایر، پوشاک، خوراک و سیستم پاداش¬دهی مددجویان توجه کنیم… اغلب اوقات تفاوت¬های جنسی نیز به همان میزان در ایجاد روابط مددکاری مشکل¬آفرین هستند که ریشه¬های نژادی و ملی.

به تازگی شیوه¬ای به نام مشاوره برمبنای حقوق زن در مددکاری مطرح شده است و علت اصلی طرح آن نیز این است که مددکاران مرد اغلب وقتی باید از دید «محرم» به مسأله بنگرند فاقد نگرش خاص فرهنگی هستند. برای مثال، مشاوره مبتنی بر تساوی حقوق زن و مرد بر روابط و احساسات تأکید می¬ورزد. مشاوران ابتدا نقش زن بودن و آگاهی از ارزش¬ها و عقاید این گروه را تجربه می¬کنند. مددکاران مرد تا زمانی که به این تفاوت¬ها از دیدگاه عقاید و نگرش¬های قدیمی مردانه خود می¬نگرند در جریان مددکاری موفق نخواهند بود و مددجویان همچنان در مورد آنها خواهند گفت که، «مردان قادر به درک زنان نیستند».

 

نظریه تحولات و آینده¬نگری

لازم است مددکاران دربارۀ تغییرات فردی و اجتماعی فکر کنند. اساس این شیوه، فرضیات نظری دربارۀ چگونگی سازگاری کلی افراد با تحولات زندگی، میزان قبول تغییر به عنوان چالش نه تهدید و نیز فرایند پیچیده گسستن از گذشته و قبول مسئولیت¬های زندگی نوین است. به همین ترتیب، تحول اجتماعی برای مددکار حائز اهمیت است؛ زیرا افراد در جامعه بزرگی زندگی می¬کنند که همواره در حال تحول است. اغلب اوقات، تحولات اقتصادی و سیاسی، نظیر تحولات اروپای شرقی، چنان چشمگیرند که لازم است مددکار تأثیر این تغییرات را در افراد بررسی کند… مفهوم ضمنی نظریه آینده¬نگری برای مددکار آن است که چنین گرایش¬هایی بر اعتماد، امید و برنامه¬ریزی آتی شخص تأثیر خواهد گذاشت.

 

نظریه ارزشی

براساس این نظریه بهتر است مددکاران با ارزش¬ها و گرایش¬های اجتماعی روز، پیش روند؛ چرا که تقریباً تمام اعمال مددجو برپایه نظام ارزشی خاصی است. رفتار جنسی مثال بارز این امر است. افرادی که حداقل سه دهه از عمرشان گذشته است به یاد دارند که ارزش¬های فرهنگی کشورشان چه تغییرات مبهوت¬کننده¬ای را پشت سر گذاشته است. برخی از این ارزش¬ها، نظیر معنای زندگی، ریشه مذهبی دارند. اختلاف-نظر در مورد سقط جنین یا قتل نجات¬بخش از مشکلاتی هستند که بسیاری از مددجویان با آن مواجه می¬شوند. مهم¬ترین نکته این است که این نظریه در روابط مددکاری، اساس تصمیم¬گیری¬های اخلاقی قرار می-گیرد. برای مثال، این نظریه به ما کمک می¬کند که ارزش¬های بنیادین انسانی را که زیربنای قضاوت¬های اخلاقی ماست، همچنین معیارهای اجتماعی امروزی را با توجه به رفتار جنسی، استفاده مالی یا حمایت پزشکی به روشنی دریابیم.

 

لیلا محمدپور / رحیم سواری/ مددکار من. انتشارات واصف لاهیجی

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *