ازدواج موفق

ازدواج موفق….!!!

 

ای کمیل، هیچ کار و حرکتی نیست مگر اینکه تو به شناخت و معرفت آن نیازمند هستی. (کاشف­الغطاء، بی­تا، ۱۴۷)

و چه زیبا و روشنگرانه قرآن حکیم می­فرمایند:

«و ما یَستَوِی الأعمی وَ البَصیرٌ»

نابینا و بینا برابر نیستند. (فاطر / ۱۹)

نکته­ ی قابل تأملی که می­خوام بهش اشاره کنم اینه که، شناخت و معرفت، کلید زرینِ رسیدن به قله ­ی سعادته. و در واقع «شناخت» پلی هست که به انسان همواره کمک می­ کنه تا به سوی حکمت و زندگی حکیمانه گام برداره و بدون شناخت، هیچ فرجامی خوشایند نخواهد بود.

ساده بگم، صرف اینکه طرفین تحصیل­ کرده هستند، هر دو فامیلیم، آشنای چند ساله هستیم، طرفین دین دارند، یا با اخلاق هستند و… نمیشه اساس یک ازدواج موفق رو پی ­ریزی کرد!!

گیریم که دختر و پسر، اعتقادات مذهبی یا سیاسی­ شون یکی باشه؛ اصل مهم اینه که ببینیم آیا این دو تا می ­تونن در کشاکش زندگی همدیگرو تحمل کنند یا خیر؟! دختر خانم بدون در نظر گرفتن نُه آیتم از ده آیتم مهم در ازدواج، صرفاً چسبیده به یک آیتم و اونو در ذهن خودش، چنان پررنگش کرده که دیگه نه حرف حقی رو می ­شنوه و نه می ­پذیره…!!

می­گم چطوری فهمیدی این مرد زندگیته؟! و از کجا عملاً مشاهده کردی؟! میگه در یک جمعِ مناظراتی بودیم، آنچنان در مورد عقایدش محکم و استوار حرف می­زد که من همونجا شیفتش شدم. چون منم، عقایدم با عقایدش یکی بود، فقط جرأت و جسارت اونو در بیان نداشتم…!! …

اما کور و پشیمونم، چی فکر می­کردم چی شد!!

خب این دختر خانم متوجه نشدند، آقایی که در عقاید سیاسی ­اش محکم باشه قطعاً در مسائل خانوادگی و مدیریت رفت و شد و خرج و مخارج خونه هم قاطعیت دارند و سر یک سال نشده دست از پا درازتر به خونه بابا بر می­گرده که چی؟! که آقا دیکتاتوربازی در میاره…

آب هم که می­خوام بخورم باید با نظر و نظارت ایشون باشه…

توی همه چی می­ خواد حرف اول و آخر رو خودش بزنه!!… و…

توجه داشته باشیم علی­ الخصوص در امر ازدواج، شناخت طیف گسترده­ای داره. صِرف سه چهار مورد اشتراک فی مابین، نمی­ توان به جامع بودن شناخت، خوشبین بود و به طبل ان شاءالله مبارکه کوبید…!!!

شناخت باید در تمامی ابعاد صورت بگیره تا کلید زرین رسیدن به یک ازدواج موفق باشه.

یکی از اساتید بنام حوزه روانشناسی با دانشجویان سراسر ایران مصاحبه­هایی داشتند و از دانشجویان خواستند دلایل ازدواجشون رو بیان کنند، دلایلی که بیان می­ کنند واقعاً سبب تأمله!! و البته موجبات تأسف، در ذیل به گوشه ­ای از این ادله اشاره می­کنم ببینید برای یک امر مهمی چون ازدواج از کدوم ملاک­ها و معیارها استفاده شده!!

و اما دلایلی که دانشجویان بیان داشتند به شرح زیر هست:

۱- آخه پسره خیلی خوش ­تیب بود. (ازدواج با تندیس)

۲- دیدم دختره خیلی بروزِ و دماغش هم از قبل تو خونه باباش عمل کرده و خرجی دیگه بر گردن من نیست در این مقوله. (ازدواج با صورت نه سیرت)

۳- آخه دکتره، و عضو هیأت علمی دانشگاه… (ازدواج با موقعیت)

۴- خب ایشون حاج آقاست… (ازدواج با عنوان)

۵- عاشقش شدم، در حالی که می ­دونستم خصلت زنبارگی داره. (ازدواج از روی هوس)

۶- خب آدمی بودند که چگالی وجودش بی­مثال بود، خیلی ­ها دور و برش بودند. (ازدواج صرفاً به خاطر متفاوت بودن)

۷- می ­خواستم آزاد باشم، خسته شده بودم بس که توسط پدر و برادرم کنترل می­شدم. (ازدواج به خاطر رها شدن و بی ­قیدی)

۸- می­خواستم از تنهایی در بیام، آخه هیچ­کس منو درک نمی­کرد.
(ازدواج بی­ هدف)

۹- اون پسره شجاعی بود، خیلی راحت جلوی استاد می ایستاد و حقشو می گرفت. در حالی که من بیچاره بارها بارها حقم تو این اجتماع خورده شد. (ازدواج به خاطر به دست آوردن یک بادیگارد)

۱۰- پسر خیلی متین و آرومی بود، وقتی گفت سرطان داره، انگار غم آدم و عالم رو به دلم ریختند. (ازدواج از روی ترحم؛ که نتیجه ­اش بعد از مدتی
می­شود، ای بابا این تا منو نکشه نمی­میره!!…)

۱۱- وقتی تو فضای مجازی با هم آشنا شدیم و فهمیدم اهل تهرانه…!!! (ازدواج به خاطر اینکه از شهر کوچیکی که توش بزرگ شده رها بشه و به خیال خودش بره در دل پایتخت و طعم خوشبختی رو عمیقاً حس کنه)

۱۲- خب ایشون خیلی مَرد معروفی بودند، روانشناس حاذق، فوتبالیست معروف، استاد دانشگاه، طبیب نامی و… (ازدواج با شغل)

۱۳- خب کمی سخته در این مورد بخوام حرف بزنم؛ می­دونین من در دوران مجردی، فریب خوردم و از پسری که قول صد در صد داده بود که باهام ازدواج کنه ضربه ­ای خوردم که نمی­ دونستم چطور باید حلش کنم، گذرای شکست عشقی و مشکلات افسردگی و روحی، مونده بودم با این گندی که به بار اُورده بودم چه کنم؟! آخه اون ازم خواسته بود اگر واقعاً عاشقش هستم بهش اعتماد کنم و روی حرفش حرفی نزنم، این شد که پرده بکارتم رو از دست دادم، شاید این مسأله امروزه چندان برای بعضی­ ها مهم نباشه اما برای ما که یه خونواده کاملاً سنتی و مذهبی بودیم به قیمت خون­مون بود… این شد که برای حل مشکل، وارد زندگی کسی شدم که اصلاً دوستش نداشتم، تا بتونم اموراتو راست و تنظیم کنم… که ناغافل پای این بچه اومد وسط و مجبور شدیم کنار هم فقط یه زندگی زیر سقفی داشته باشیم، اونم با هزاران تحقیر و… (ازدواج از روی ناچاری)

حواسمون باشه انسان موجودی پیچیده ­ست، و تمامی انسان­ها درون و برونشون متفاوته، خاصتاً در دنیای امروز ما، غالباً این نقاب­ها هستند که با هم حرف می­زنند نه خود واقعی آدما! پس صِرف اینکه طرف، حاج آقاست و حلال و حرام سرش میشه، دلیل نمیشه که توی زندگی مشترک، پای زنِ دوم باز نشه!!

اینکه خانم مشاور و روانشناس ماهری هست، دلیل نمیشه که همسر خوبی هم باشه و توی مهارت­های زندگی لنگ نزنه…!!

مهم اینه که ما در فتح قله­ ی سعادت، آگاهانه قدم برداریم و بدیهی­ ست که فتح قله سعادت هم به تنهایی آسون نیست و حتماً نیازمند یک همراهیم، تا به کمک هم به نوک قله برسیم.

اما نه همراه اول، بلکه همراهی که هم اول باشه و هم تا آخر راه، حقیقتاً همراه باشه، همفکر باشه، هم­ صحبت باشه، همدل باشه تا مسیر زندگی برای هر دو خوشایندتر بشه و اگر یکی خسته شد اون یکی مشوقش باشه. و در کل هر دو برای هم نقطه عشق و امید باشند. در این صورت طعم شیرین خوشبختی رو میشه در یک ازدواج موفق تجربه کرد. و اگر کسی معتقد باشه که با ازدواج میتونه خوشبخت بشه کاملاً در اشتباهه چرا که انسان فهیم اونی هست که هدفش از ازدواج خوشبخت کردن دیگری باشه نه خودش، و مطمئن باشین کسانی که صِرف خوشبخت شدن خودشون ازدواج می­کنن انسان­های بدبختی خواهند شد!! چون ملاک اصلی­شون خودشون بودند، و کسی که در حلقه منیّت باشه آدم ناقصی هستش و آدمی که لنگ بزنه، پر پرواز نخواهد شد!!

و اما یکی از قطعی­ ترین نتایج در مطالعات انسان ­شناسی اینه که ازدواج زن و مرد یکی از محورهای اصلی و مرکزی در همه ی جوامع بشری بوده و هست و بنابراین ازدواج یک ارتباط هدفمنده که اگر عاقلانه و عالمانه صورت بگیره
امن ترین و پربارترین فضا رو برای پرورش روح و روان و به تبع آن تربیت فرزندان فراهم می­کنه. پس بر ما واجبه که هم خودمون آگاهانه در این راه گام برداریم و هم فرزندانمون رو برای این مهم آماده کنیم و مهارت­های لازمه رو به اونها آموزش بدیم…

یه نکته مهمی که از قلمم افتاد اینه که ازدواج موفق صرفاً به معنی یک ازدواج کاملاً آرام و بی­ نقص و بدون هیچگونه اختلافی نیست بلکه زندگی مشترک هم دارای فصولی هست. گاهی طراوت و عطر است و بهار، گاهی آسایش و خرمی تابستان، گهگاهی هم به زردی پاییز و وزش نسیم سرد غروبش و یه وقت­هایی هم به سردی و خاموشی زمستان!!

 

لیلا محمدپور, مجموعه آموزشی مهارتهای زندگی گلبرگ مهر,جلد دوم.ملاکها و معیارهای انتخاب همسر

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *