عاشقانه های امام حسین برای رباب(ع)

ببخش خوب من؛اگرحقیقتا؛ قلم ها به عشق آذین بود؛ عاشقانه های شورانگیزت در دفتر هزار رنگ زمان گم نمی شد!!

? عاشقانه های امام حسین (ع)بهر همسرش رباب!!

سیره رسول خدا(ص) و همین طور سیره امامامان معصوم(ع) بر اساس اعتدال و توازن، بنا شده و یک تجربه ء عینی از نظام فکری و فقهی اسلام است که باید به دقت مورد بررسی قرار گیرد.
پیامبر اکرم(ص) در برابر کسانی که دوستی زن را مانع کمال و ترقی انسانی دانسته اند، محبت به زن را در کنار دوستی خود نسبت به نماز و عطر، قرار می دهد. روشن است که نگرش «پرهیز از زن» در واقع، چیزی جز تحقیر زن نیست…. در حالی که رسول خدا(ص) «عبادت» و «زن» را از امور «محبوب» خود می داند و «عطر» را نیز هم.
همان گونه که “عطر”، دنیای اطراف را به مشام انسان، معطر و باصفا می سازد و “نماز”، به زندگی، روح و جلا می بخشد، “زن” نیز زندگی را به مذاق انسان شیرین و دلپذیر می سازد. این سه، مرز دنیا و آخرت را به هم نزدیکتر می کنند، چرا که در آخرت نیز این سه، برگزیده عطایای خداوندند.

امام صادق(ع) می فرماید:
«من اخلاق انبیاء حب النساء»

دین از اخلاق انبیا بوده که زن را دوست بدارند.

اگر «دوستی زنان» از اخلاق پرهیزگاران است، باید دانست که این محبت، یک دوستی ارزشمند و این محبوب یک موجود متعالی است.

?واما حکایت امام حسین(ع) وعاشقانه هایش بهر همسرش رباب بس شنیدنی ست.
رباب، دختر «امرءالقیس» و جزو یکی از قبایل شامی است.مادرش از قبیله بنی لام بوده و دارای دو فرزند به نامهای سکینه و عبدالله بوده است. امام حسین(ع) همسرش رباب را بسیار دوست می داشته و از روی شدت علاقه مندی به وی، بارها وبارها برایش ترانه می سرود.شعر زیر از جمله شعرهایی ست که امام حسین(ع)در وصف رباب سروده است:

اُحبُّ لِحُبِّهَآ جمیعا

وَ نَثْلَةَ کُلَّها و بَنیِ الرُّباب

وَ اخْوالاً لَهَا مِن آلِ لامَ

اُحِبُّهُم وَ طَرَّبَنی جنابُ

«من به خاطر دوستی او زید، نثل و تمام «بنور رباب» را دوست دارم.

و همچنین داییهای او را از خاندان [بنی] لام، همه را دوست دارم و «جناب» را که مرا به طرب آورده است».
(گویا اینها افراد وابسته به رباب هستند که از آنان یاد شده است.)

ونیز در جایی دگر، دو بیت شعر از امام حسین(ع) در باره سکینه و رباب نقل شده، بدین شرح:

لَعَمْرُک اِنِّنی لَاُحِبُّ دارا

تَحُلُّ بها سکینةُ و الربابُ

اُحبِّهما وَ اَبْدُلُ جُلَّ حالی

وَ لَیْسَ لِلاَئمی فیها عِتابُ

«به جان تو سوگند! من خانه ای را دوست دارم که سکینه و رباب در آن باشند.

آنها را دوست دارم و تمامی دارایی ام را به پای آنها می ریزم و هیچ کس نباید در این باره با من سخنی بگوید.»…

این شعر به طور مستقیم از طرف امام حسین(ع) نقل شده و تا آنجا که ما می دانیم هیچ کس آن را به عنوان زبان حال، ندانسته و نسبت آن را به امام تکذیب نکرده است.

شعر مزبور، نشانگر ارتباط صمیمی امام با همسرش رباب و فرزندش سکینه است. توجه داریم که سرودن این شعر، همراه با انتشار آن در میان مردم بوده است، بدین جهت، این شعر در بیشتر کتابهای تاریخی آمده است.

رباب نیز علاقه وافری به امام حسین(ع) داشت.
و خلوص و ارادت آن دو بزرگوار به هم چنان بودکه برهمگان عیان بود.
رباب نیز در وصف همسرش در واقع عاشورا چنین سرود: …

قد كنت لی حبلا صعبا الوذبه و
كنت تصحبنا بالرحم و الدین
من للیتامی و من للسائلین و من
یغنی و یاوی الیه كلد مسكین
و لله لا ابتغی بین الرمل و الطین.
مصرع آخربدین معنی ست:
به خدا قسم! دیگر سایه ای بعد از تو بر سرم نخواهم پذیرفت تا در میان خاک، پنهان شوم!!

شخصیت بسیار والای رباب به گونه ای بود که بسیاری از سران قریش ویزید، خواستار رباب بودند. اما شدت علاقه رباب به اباعبداللّه سبب شد که نه تنها خواسته آنان را رد کند، بلکه از فرط غصه و گریه، بیش از یک سال پس از امام حسین (ع) زنده نماند،… او در این یک سال اندر فراق یار حتی زیر سایه درخت هم ننشست!!! بااندکی تصرف؛
#منبع_پایگاه_خبری_حوزه

@goolbarg_mehr✅

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *