عقیده به آخر زمان

 

عقیده به آخر زمان

جنبش های هزاره ای جنبش هایی هستند که رستگاری جمعی و ناگهانی را پیشگویی می کنند ـ چه به دلیل دگرگونی بنیادی زمان حال ,یا به دلیل بازگشت عصر طلایی گذشته های دور.

وجود هزاره باوری و جنبش هایی که عقاید هزاره ای دارند آشکارا نشان می دهد که دین به وفور الهام بخش مبارزه ی سیاسی و تغییر اجتماعی میشود. گروه های هزاره ای گروه هایی هستند که چشم انتظار رستگاری فوری و جمعی مومنان هستند.وعقاید آخر زمانی به معنی اعتقاد به تعالیمی ست که با کشف و شهود درباره ی رویدادهای نهایی تاریخ پیشگویی می کند…

 

جنبش های هزاره ای با عقاید آخر زمانی نیز ارتباط دارند,یعنی عقیده به تعالیم ناشی از کشف و الهام درباره ی وقایعی که در پایان تاریخ رخ خواهد داد. جنبش های آخر زمانی متعقدند که رویدادهای معینی در جهان اجتماعی نشانه فرا رسیدن پایان کار جهان است.

در دهه اخیر همراه با نزدیک شدن هزاره جدید جنبش های آخر زمانی از نظر تعداد و ابعادشان رشد کرده اند. رویدادهایی مثل ظهور بیماری ایدز, سقوط کمونیسم, جنگ خلیج, خطر گرم شدن کره زمین و فاجعه زیست محیطی و پیدایش فن آوری نیرومند اطلاعات همگی خوراکی برای این تخیلات آخر زمانی بوده اند که روزهای آخر فرا رسیده اند.

عقاید آخر زمانی ممکن است هم صورت دینی وهم صورت دنیوی داشته باشد.برخی از دانش پژوهان معتقدند که با ورود به هزاره ی اخیر مرز میان عقاید آخر زمانی دینی و دنیوی به طور روز افزونی مغشوش تر شده است .

بعضی از جنبش های آخر زمانی اواخر سده ی بیستم مستقیما از گروه های دینی مرسوم و مستقل منشعب شده اند. مثل مورمونیسم و کاتولیسیسم و اَدوِنتیسم روز هفتمی سایرین مثل شاخه ی داود ینها ,ائوم شنریکیو ,دروازه ی بهشت و معبد خورشیدی, حاوی عناصر واضحی از تخیل و گفتمان دینی هستند اما درعین حال به عوامل دیگری مثل گسترش فناوری نیز توجه زیادی دارند برخی هم گفته اند که جنبش های غیر دینی مثل جنبش محیط زیست و فمینیسم غالبا لحن آخرالزمانی پیدا می کنند در حالیکه پدیده های دیگری مثل جنبش ضد جنگ , فمینیسم رادیکال یا مخالفت با سقط جنین ظاهرا هم ابعاد دینی و هم ابعاد دنیوی دارند.

چرا جنبش های هزاره ای پدید می آیند؟!

جنبش های هزاره ای اغلب هنگامی پدیدار می شوند که یا تغیر فرهنگی مفرطی رخ داده باشد یا فقرو فلاکت به ناگهان افزایش یافته باشد(worsley1970). این جنبش ها معمولا مردمانی را جذب می کنند که که در نتیجه چنین تغییراتی به شدت احساس محرومیت می کنند, واینک این جنبش ها آنها را به دست کشیدن از پذیرش وضع موجود فرا می خواند.

هزاره باوری را گاهی اساسا به عنوان طغیان فقیران علیه گروه های ممتاز(lantenari1963) یا قیام ستمدیدگان علیه قدرتمندان تعبیر و تفسیر کرده اند.و بدیهی ست این عامل نقش بسیار سازنده ای داشته است .اما این دیدگاه بسیار ساده انگارانه است. چراکه بعضی از جنبش های هزاره ای مثل جنبش روحانیان یوآخیمی, به واسطه عوامل و احساساتی شکل می گیرند که اساسا به محرومیت مادی ربطی ندارند.

 

کتاب جامعه شناسی,آنتونی گیدنز, ویراست چهارم. فصل .۱۷

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *