تکریم خانواده ی همسر

لطفا در تکریم خانواده ی همسر, پیشتاز باشید.(قسمت اول خطاب به آقایان):

 آقایون محترمی که درِخونه ی مردمو می زنین و دخترشونو به عقد خودتون درمیآرین , اینکه ازاین به بعد این خانم دراختیارشماست و شما سرپرستش هستین شکی نیست, اما اینکه به مُهراین امتیاز بخوآین دیکتاتوربازی دربیارینو به قول معروف گربه رو دم درحجله بکشین این سبک کاملا غلط هست..

اگه نمی دونین بدونین جنس زن با شما متفاوت هست و زنان تا آخر عمر مهر طلبند, و اصلا ساختارشون این جوریه که باید خودشون به منبع مهر وصل باشند تا بتونن شما روهم به گرمای محبت شارژ کنند, وقتی زنی خودش کمبود محبت داشته باشه چطورمی تونه واسه ی شما خورشید امید بخشی از مهر و محبت باشه؟

وقتی خیلی راحت امر می کنی تا من نخوام حق نداری خونه ی بابات بری!!

وقتی از همون شب اول عروسی به خاطر کشمکش بین خودتو پدرخانمت و یا یکی از اقوامتون با اقوام عروس خانم پای لجت بالا میره و تلافیشو روی عروس بیچاره درمیآری و منعش می کنی از دیدار خونواده ش, حواست باشه هرچقدر هم که بعدش به گلاب پاش عشق هیکلش رو به شهدو قند معطر کنی , این زخم از دل و ذهنش بیرون نخواهد رفت!!..

 چراکه همون طور که همگی می دونیم اولین ها ماندگارند…!! و دراکثر موارد خاطرات  تلخ دوران عقدو نامزدی و شب ازدواج بیشترین عامل و جرقه اختلاف زوجین بود که در ریشه یابی علل و عوامل اختلاف نمایان شد .و در واقع در پی این زخم کهنه, چالش های بعدی در زندگی زن و شوهرها ایجاد می شه.

لطفا درنوع روابطتتون دقت کامل داشته باشین, همون طور که واسه استقبال مامان خودت از یک هفته قبل به حالت آماده باش در میای و هیجانی میشی, واسه مادر خانمت هم همون جوری باش.. نه اینکه هی خانم بگه مامانم از کربلا اومده کی بریم زیارت قبولی؟! شما هم بگی حالا وایسا ببینم بهم مرخصی می دن یا نه!!…

شاید شما یادت رفته باشه اما خانم با ریز جزئیات کاملا یادشه سری قبل که مامان شما از سفر اومده بود , چطوری ازچند روز قبل به تاب و تب افتاده بودی!!…

 

و این قیاس ها مثل جوانه گیاه می مونن, فقط برای مدتی کوچیکه. اما بعدش که خوب ریشه زد تو دل خاک زندگیتون, می رسه به حدی که می شه یه درخت کاملا تنومندو دیگه نمی شه واسش کاری کرد…!!..

مواظب این جوانه های کوچیک باشید…

 

 لطفا به حکایت زیر که داستانی ست حقیقی توجه بفرمایید.

آقا از سر ارادت خاصه ای که به مامان محترم از دست رفته شون دارند وغافل از دل کباب شده ی همسر محترم, یه عکس ازمادرمرحومشون  رو می دن بزرگش می کنن و می زنند روی دیوار سالن پذیرایی..

خانم خونه هم از صبح تا شب علی رغم میل با طنیش ,دم به ساعت چشمش به ماه رخسارمادر شوهرمحترم می افتاد وهمین مسأله هر روزسوهان روحش شده بود.

دست بر قضاء یک روزآقا به خونه میآن و همون وقت که جلوی تلویزیون لم دادنو فیلم تماشا می کنن متوجه می شن قاب عکس مامان بزرگوارشون نیست, بی اونکه تأملی داشته باشند فریاد می زنن خانم قاب عکس مامانم کو؟!!.

خانم هم به آرومی می گن عزیزم دیدم این جا محل برو بیاست , گفتم خدای ناکرده بی احترامی به مرحومه نشه..این بود که برش داشتمو و بردم روی دیواراتاق خواب نصبش کردم…

آقا هم که تقریبا قانع می شن, دیگه ادامه نمی دن و می رن ادامه فیلم شون رو ببینن…

حالا مدتی از اون ماجرا گذشته, و خانم موقع خواب بدخواب می شن, و اتفاقا همین موقع چشم شون به ماه تابان مادرشوهر مرحوم میفته…

چند وقتی رو به همین منوال می گذرونن..

اما می بینن که فایده ای نداره و تصمیم می گیرند فردای اون روز قاب عکسو بفرستند جایی که عرب نی انداخت..!!..:)

بله,, این شد که فردای همون روز وقتی تو بسترخواب آقا یادشون میآد که واسه مادرمحترم شون فاتحه نفرستادند یکهو متوجه می شن ای داد بی داد.. اثری از جمال مادر مکرمه نیست که نیست…

 

 روبه خانم با صدای بلندمی گن مامانم کو؟! خانم هم می گه یا بسم الله..!!.. مرحوم عمرشو داده به منو شما…

 آقا عصبانی می شن و می گن شوخیت گرفته نصف شبی..!! می گم قاب عکس مامانم کو؟!

خانم هم می گه: هیس.. چه خبرته؟!..بچه ها بیدار می شن… امروز پسرمون داشت توپ بازی می کرد با توپ زد بهش واز بالا افتاد زمینو شیشش خورد شد..

 با خودم گفتم به مرحوم بی حرمتی نشه , کلا برش داشتمو گذاشتمش توی کمد…

حالا هم آروم بگیربخواب..

جای مامانت کاملا راحت و اَمن و غرق در آرامشه…!!..

اینی که نوشتم شوخی نیست, واقعیت هست, وقتی موکدا تأکید می شه حواستون به نگاه ذره بینی خانم ها باشه واسه همین چیزهاست..

نگید ای بابا این خانم ها دیگه کی هستند؟!!..

 چرا این جوری اند؟!!..

 شما حواست به کارات نیست. اون وقتایی که مادر خانم محترمتو نادیده می گیری, باید به فکر هم چین روزهایی هم باشی..!!…

قبول دارید انسان خیلی باید خود ساخته باشه که جواب بدی رو با خوبی بده؟!!… حالا بهتره یه نگاهی هم به دنیای کنونی داشته باشیم ,به نظرتون در همهمه ی این همه کژی و ناراستی ناشی از مَنیّت و خودخواهی , یه آدمی که پرورش یافته ی یه اجتماع منفعت طلب هست چه قدرمی تونه در دایره خوب و بد, مقاومت کنه و نفع دیگری رو بر نفع شخصی ترجیح بده؟!!… واسه همینه که تأکید می شه موقع جیک جیک مستون, باید حتما به فکر زمستون هم بود!!..

 

پکیج آموزش مهارت های زندگی گلبرگ مهر. جلد سوم, خانواده موفق, لیلا محمدپور

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *