رقص اندر خون خود مردان کنند…

خداوندا ! پاهایم سست است. رمق ندارد. جرأت عبور از پلی که از جهنّم عبور می‌کند، ندارد. من در پل عادی هم پاهایم می‌لرزد، وای بر من و صراط تو که از مو نازکتر است و از شمشیر بُرنده‌تر؛ اما یک امیدی به من نوید می‌دهد که ممکن است نلرزم، ممکن است نجات پیدا کنم. من با این پاها در حَرَمت پا گذارده‌ام و دورِ خانه‌ات چرخیده‌ام و در حرم اولیائت در بین‌الحرمین حسین و عباست آن‌ها را برهنه دواندم و این پاها را در سنگرهای طولانی، خمیده جمع کردم و در دفاع از دینت دویدم، جهیدم، خزیدم، گریستم، خندیدم و خنداندم و گریستم و گریاندم؛ افتادم و بلند شدم. امید دارم آن جهیدن‌ها و خزیدن‌ها و به حُرمت آن حریم‌ها، آن‌ها را ببخشی.

خداوندا ! سر من، عقل من، لب من، شامّه من، گوش من، قلب من، همه اعضا و جوارحم در همین امید به سر می‌برند؛ یا ارحم الراحمین! مرا بپذیر؛ پاکیزه بپذیر؛ آنچنان بپذیر که شایسته دیدارت شوم. جز دیدار تو را نمی‌خواهم، بهشت من جوار توست، یا الله!

شعر و سلامت روان

شعر تنها ابزاری است که به یاری آن می توان سایرین را به خلوت و تنهایی خویشتن راه داد. ساختار احساسی، عقلانی و جسمانی شعر چنان است که با آن می شود قلب انسان ها را لمس کرد و از احساس هایشان مطلع گردید. به واقع خواندن شعر به مفهوم تجربه ی مجدد این تجربه ها، به وسیله ی فردی است که آن ها را می خواند. شعر در حقیقت، دریچه ای است بین دو نفر که به هر جهت در اتاقی مبهم و کم نور زندگی می کنند»….

دل آوار

دل آوار گلبرگی ست سرخ، معطر به شمیم قلم مهر بانوی آیینه سان سرکار خانم دکتر لیلا عبدی که در برگ برگ پیچک سبز قلم نوشینش، جناب عشق آهسته و پیوسته سر از گلستان عشق چنین فریاد بر می آورد که:
می ارزد همه عمر دل آوار کسی باشی که به قدر لحظاتی دلت زیر آوارِ مهرش، مدفون باشد….

فریاد سکوت

صدایی که به گوشی نرسد، بگذار در ته چاه بماند.
کدام گوش، صدای ما را شنید که امروز حسرت روزهای ناطق را بخوریم.
ما همیشه صامت بودیم؛ حتی آن گاه که فریاد می‌کشیدیم….پچ‌پچ‌کنان می‌گویم که صدای فردا را امروز بشنوید.”…

نامه ی خدا حافظی

اگر خداوند فقط لحظه‏ ای از یاد می‏برد که عروسکی پارچه‏ ای بیش نیستم و قطعه‏ ای از زندگی به من هدیه می‏ داد، شاید نمی‏ گفتم همه‏ ی آنچه که می‏ اندیشیدم و همه‏ ی گفته‏ هایم، اشیاء را…

تزویر

در لغت نامه دهخدا در مورد واژه تزویر چنین آمده است: تزویر. [ ت َزْ ] (ع مص ) بیاراستن . (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ). آراستن و بر پای داشتن چیزی را و راست و نیکو کردن آن…

طاووس و زاغ

در ابتدا متن اصلی حکایت طاووس و زاغ را قرار داده و سپس بازنویسی حکایت طاووس و زاغ را قرار می دهم. حکایت طاووس و زاغ از بهارستان جامی(متن اصلی) طاووسی و زاغی در صحن باغی فراهم رسیدند و عیب…

کباب غاز

دعای لحظه تحویل سال یا مُقلّبَ القلوبِ و الأبصار Oh reformer of hearts and minds ای دگرگون کننده ی قلب ها و چشم ها یا مُدبِّرَ اللیلِ و النَّهار Director of day and night ای گرداننده و تنظیم کننده ی…

ای قلم

ای قلم ؛ ای تفسیر نیلوفر سپید بر سرزمین لجن ای افسون سپید ، بر الواح خاکستری ای ستون خیمه آزادی در سردسیر استبداد و در گرمسیر آزادگی ای جوهر تو ، جام شوکران در حلق حقیقت ای بحر فلسفه…

چه خبر…؟!

  روزی «چشم» گفت: من آن‌سوی این دره‌ها کوهی می‌بینم، پوشیده در غباری لاجوردی؛ آیا زیبا نیست؟ «گوش» شنید و درحالی که با دقت گوش سپرده بود گفت: اما کوه کجاست؟ آن را نمی‌شنوم! سپس «دست» به سخن آمده و…