رقص اندر خون خود مردان کنند…

خداوندا ! پاهایم سست است. رمق ندارد. جرأت عبور از پلی که از جهنّم عبور می‌کند، ندارد. من در پل عادی هم پاهایم می‌لرزد، وای بر من و صراط تو که از مو نازکتر است و از شمشیر بُرنده‌تر؛ اما یک امیدی به من نوید می‌دهد که ممکن است نلرزم، ممکن است نجات پیدا کنم. من با این پاها در حَرَمت پا گذارده‌ام و دورِ خانه‌ات چرخیده‌ام و در حرم اولیائت در بین‌الحرمین حسین و عباست آن‌ها را برهنه دواندم و این پاها را در سنگرهای طولانی، خمیده جمع کردم و در دفاع از دینت دویدم، جهیدم، خزیدم، گریستم، خندیدم و خنداندم و گریستم و گریاندم؛ افتادم و بلند شدم. امید دارم آن جهیدن‌ها و خزیدن‌ها و به حُرمت آن حریم‌ها، آن‌ها را ببخشی.

خداوندا ! سر من، عقل من، لب من، شامّه من، گوش من، قلب من، همه اعضا و جوارحم در همین امید به سر می‌برند؛ یا ارحم الراحمین! مرا بپذیر؛ پاکیزه بپذیر؛ آنچنان بپذیر که شایسته دیدارت شوم. جز دیدار تو را نمی‌خواهم، بهشت من جوار توست، یا الله!

حدیث کساء حدیث عشق

حدیث کساء حدیث عشق است. روایتی بی نظیر  که اگر فارغ از گنجینه ی معرفتی و ابعاد دینی ای که در بطن خود دارد بخواهیم فقط از زاویه ی طرز تکلم افراد در یک خانواده سالم بدان نظری اندازیم طومارها حرف برای گفتن دارد… خانواده ای در ۱۵۰۰ سال پیش با این حجم عظیم از ادب و متانت و سلامت گفتار و  رفتار. کافی است فقط روی معانی کمی دقیق و عمیق شوید..

شعر و سلامت روان

شعر تنها ابزاری است که به یاری آن می توان سایرین را به خلوت و تنهایی خویشتن راه داد. ساختار احساسی، عقلانی و جسمانی شعر چنان است که با آن می شود قلب انسان ها را لمس کرد و از احساس هایشان مطلع گردید. به واقع خواندن شعر به مفهوم تجربه ی مجدد این تجربه ها، به وسیله ی فردی است که آن ها را می خواند. شعر در حقیقت، دریچه ای است بین دو نفر که به هر جهت در اتاقی مبهم و کم نور زندگی می کنند»….

دل آوار

دل آوار گلبرگی ست سرخ، معطر به شمیم قلم مهر بانوی آیینه سان سرکار خانم دکتر لیلا عبدی که در برگ برگ پیچک سبز قلم نوشینش، جناب عشق آهسته و پیوسته سر از گلستان عشق چنین فریاد بر می آورد که:
می ارزد همه عمر دل آوار کسی باشی که به قدر لحظاتی دلت زیر آوارِ مهرش، مدفون باشد….

قلب آهسته حسین می گوید

پیامبر رحمت(ص)فرمودند:

«شهادت حسین(ع) حرارتی در دل های مؤمنان است که هرگز سردنمی شود. – ان لقتل الحسین علیه السلام حرارة فی قلوب المؤمنین لا تبرد ابدا.»

نامه ی خدا حافظی

اگر خداوند فقط لحظه‏ ای از یاد می‏برد که عروسکی پارچه‏ ای بیش نیستم و قطعه‏ ای از زندگی به من هدیه می‏ داد، شاید نمی‏ گفتم همه‏ ی آنچه که می‏ اندیشیدم و همه‏ ی گفته‏ هایم، اشیاء را…

ای قلم

ای قلم ؛ ای تفسیر نیلوفر سپید بر سرزمین لجن ای افسون سپید ، بر الواح خاکستری ای ستون خیمه آزادی در سردسیر استبداد و در گرمسیر آزادگی ای جوهر تو ، جام شوکران در حلق حقیقت ای بحر فلسفه…

رستاخیز من مریم

نشر آداش منتشر کرد: رستاخیز من مریم اثری تازه از بانو ی عشق و ادب و قلم, لیلا عبدی نویسنده ای می تواند سفیر نور باشد که جوهره ی قلمش به صدق وپاکی آذین باشد، وگرنه اقیانوس واژگان را هم…

سال نو مبارک

بارسیدن بهار، طبیعت ردای سبز بر تن می کندو انسان ها را به مهر ورزی، گره گشایی و هم گرایی فرا می خواند. بهارپیام آور تعادل است و اینکه در سایه تعادل زندگی زیبا می شود با دیدن بهار، رحمت…