دل آوار

دل آوار گلبرگی ست سرخ، معطر به شمیم قلم مهر بانوی آیینه سان سرکار خانم دکتر لیلا عبدی که در برگ برگ پیچک سبز قلم نوشینش، جناب عشق آهسته و پیوسته سر از گلستان عشق چنین فریاد بر می آورد که:
می ارزد همه عمر دل آوار کسی باشی که به قدر لحظاتی دلت زیر آوارِ مهرش، مدفون باشد….

تزویر

در لغت نامه دهخدا در مورد واژه تزویر چنین آمده است: تزویر. [ ت َزْ ] (ع مص ) بیاراستن . (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ). آراستن و بر پای داشتن چیزی را و راست و نیکو کردن آن…

طاووس و زاغ

در ابتدا متن اصلی حکایت طاووس و زاغ را قرار داده و سپس بازنویسی حکایت طاووس و زاغ را قرار می دهم. حکایت طاووس و زاغ از بهارستان جامی(متن اصلی) طاووسی و زاغی در صحن باغی فراهم رسیدند و عیب…

کباب غاز

دعای لحظه تحویل سال یا مُقلّبَ القلوبِ و الأبصار Oh reformer of hearts and minds ای دگرگون کننده ی قلب ها و چشم ها یا مُدبِّرَ اللیلِ و النَّهار Director of day and night ای گرداننده و تنظیم کننده ی…

حضانت

چرا حضانت بچه ­ها با من نباشد؟!!   آن روز در دادگاه به زمینو زمان زد که حضانت فرزندانش را خودش برعهده گیرد… هنوز برای طلاق گرفتن خیلی جوان بود. دو فرزند، آن هم دختر. آن هم در این مرداب…

تکریم خانواده ی همسر

لطفا در تکریم خانواده ی همسر, پیشتاز باشید.(قسمت اول خطاب به آقایان):  آقایون محترمی که درِخونه ی مردمو می زنین و دخترشونو به عقد خودتون درمیآرین , اینکه ازاین به بعد این خانم دراختیارشماست و شما سرپرستش هستین شکی نیست,…

شاهرخ حُرّ انقلاب

برشی از کتاب:مرتب می‌گفت: من نمی‌دونم، باید هر طور شده کله پاچه پیداکنی! گفتم: آخه آقا شاهرخ تو این آبادان محاصره شده غذاهم درست پیدا نمی‌شه چه برسه به کله پاچه!؟ بالاخره با کمک یکی از آشپز‌ها کله پاچه فراهم…

از کودکان بیاموزیم

از کودکان بیاموزیم.. وقتی که دید ماهی کوچولوی هفت سین خونه شون، آروم توی تنگ بلور خوابیده و دیگه حرکتی نمی کنه، لباشو جمع کردو به حالت بغض، رو به مامانش کردو گفت: مامان فاطمه چرا ماهی طلایی هفت سین…

ابرام خان

 “ابرام خان“ نشر آداش منتشر کرد.. رقص قلمی تازه از مهربانوی آب و آیینه نشان سرکار خانم “لیلا عبدی”   …می‌دونی چیه ابرام خان؟ خدا واست نخواد.. از این بد، بدترم هست. وقتی داغی از خواستنش و غرقی توی همه…

قفس توهم

وارد اتاق مشاوره که شد چندان احوال خوشی نداشت, اما علی رغم تموم خستگی هاش, حسابی به خودش رسیده بود, گرچه چهره ی دلنشینی نداشت, ولی قدو بالای رعنایی داشت و استاد دلبری بود, در حرف زدن,چنان مهارت داشت که…