اگر برادران و خویشان ما به جنگ نمی¬رفتند کشته نمی¬شدند…..!!

ای کسانی که ایمان آورده¬اید! همانند کافران نباشید که چون برادرانشان به مسافرتی می¬روند، یا در جنگ شرکت می¬کنند (و از دنیا می¬روند و یا کشته می¬شوند)، می¬گویند: «اگر آنها نزد ما بودند، نمی¬مردند و کشته نمی¬شدند!» (شما از این سخنان نگویید) تا خدا این حسرت را بر دل آنها [= کافران] بگذارد، خداوند زنده می¬کند و می¬میراند؛ (و زندگی و مرگ به دست خداست) و خدا به آنچه انجام می¬دهید بیناست….اگر هم در راه خدا کشته شوید یا بمیرید، (زیان نکرده¬اید؛ زیرا) آمرزش و رحمت خدا، از تمام آنچه آنها (در طول عمر خود،) جمع¬آوری می¬کنند بهتر است…..

مددکاری در اسلام

به طور کلی نظام اسلامی نظامی نیست که افراد جامعه را در توانمندی به کار گیرد و در ناتوانی فراموش کند.در نظام اسلامی الگوی کارگزاران نظام، به ویژه مددکاران اجتماعی، مولای متقیان علی (ع) است که از بی¬توجهی به پیرمرد نصرانی خشمگین می¬شود و فریاد بر می¬آورد که «تا جوان بود او را به کار کشیدید اکنون که پیر شده و ناتوان گشته است وی را به حال خود رها می¬کنید و از احسان و کمک به او باز می-مانید.»……و خدای تو حکم کرده که جز او هیچ کس را نپرستید و دربارۀ پدر و مادر نیکویی کنید و چنانچه هر دو یا یکی از آنها پیر و سالخورده شوند که موجب رنج و زحمت شما باشند زنهار کلمه¬ای که رنجیده خاطر شوند مگویید و کمترین آزار به آنها نرسانید و با ایشان به اکرام و احترام سخن گویید…..ه حقیقت می¬توان گفت که دین مبین اسلام، دین یاری و کمک و نوع¬دوستی می¬باشد، و هیچ دین و آیینی به اندازۀ اسلام بر این اصول تأکید نداشته است. چنانچه دیدیم گزیدۀ آیات و روایات نقل شده خود گواه صادقی است بر این ادعا.

علی (ع) بزرگترین مددکار عالم¬اند… پیشوایان بزرگ ما که نه تنها در مقام گفتار بلکه در میدان عمل نیز کارآفرین و پیشتاز بودند و هرگز خود را از قشر محروم و نیازمند جامعه جدا نکردند و همواره دستگیری و حمایت از نیازمندان و گرفتاران و بیماران را گوشزد می¬کردند امید آنکه ما نیز با تبعیت از قرآن و سنت رسول اکرم (ص) و ائمۀ اطهار (ع) در راه خدمت¬رسانی به خلق خدا پیشتاز باشیم و با صبر و حوصله در رفع حوائج مردم، اقدام کنیم….

تاریخچه مددکاری اجتماعی

با نگاهی کوتاه می¬توان فهمید که ادبیات فارسی، اعم از نظم و نثر، مملو است از مضامین مددکاری، همکاری، محبت به زیردستان و استمدادطلبان. برخی از این اشعار و سخنان نغز از روایات و احادیث ائمۀ معصومین و آیات قرآن الهام می¬گیرد، که از جمله می¬توان به اشعار شیخ مصلح¬الدین سعدی اشاره کرد که در اشعار خود به بهانه¬های مختلف همگان را به همیاری فراخوانده است.وی با الهام از حدیث نبوی در تشبیه جامعۀ اسلامی و انسانی به پیکری واحد می¬گوید:

بـنـی آدم اعضـای یــک پـیکـرنـد که در آفرینش ز یک گوهرند

چون عضوی به درد آورد روزگار دگـر عضـوها را نمانـد قـرار….یکی از هدف¬های عمده مددکاری اجتماعی این است که در تلقی¬ها و باورهای مددجو از زندگی تغییر به وجود آورد یعنی باید در مددجو این باور ایجاد شود که شرایط موجود شرایط غیرقابل تغییری نیست و علی¬رغم محدودیت¬ها و معذوریت¬ها می-توان در این شرایط دگرگونی و تحول به وجود آورد. یعنی «انسان» موجودی مقهور و محکوم نیست که تسلیم سرنوشت باشد و خود را به دست قضا و قدر بسپارد و هیچ اختیار و اراده¬ای از خودش نداشته باشد. …..

ضرورت عفو و گذشت در زندگی

طلاق و جدایی نباید آمیخته با نزاع و کشمکش و تحریک روح انتقام¬جویی باشد؛ بلکه باید براساس بزرگواری و احسان و عفو و گذشت باشد؛ زیرا اگر مردی و زنی نتوانند با هم زندگی کنند و به دلایلی از هم جدا شوند، دلیلی ندارد که میان آنها عداوت و دشمنی حاکم گردد….

از کربلای معلی تا کربلای خوزستان

را عاشورا را بزرگش می کنید جنگی بود فی مابین قریش با قریش؟! اصلا چرا امام پیشنهاد صلح را نپذیرفتند؟!
▪️چرا بعد از فتح خرمشهر جنگ را ادامه دادید؟! چرا پیشنهاد صلح را نپذیرفتید؟

همه می دانیم”اکثریت”هیچگاه دال بر “حقانیت “نیست!
وآنانکه ملاک عملشان “خیل کثیر” است؛ بدین جهل تا قیام قیامت حساب اندر حساب باید پس بدهند و بار این گناه بردوششان است الی الابد…همانطور که عمود خیمه گاه نگاهدارنده خیمه است “حاکمیت” نیز تنظیم کننده و نگاهدارنده توانهاست.
چنانچه این تنظیم به دست نااهل افتد بدیهی ست سلب توان پیشرفت قطعی خواهد شد!!
وطبق نظام آفرینش هرآنچه مانع پیشرفت و‌تعالی گردد حذفش از صحنه روزگار الزامی ست…به تعبیر امام راحل ره جنگ ما تکرار عاشورا بود!!
جامعه بشری مکلف است برای اینکه در صراط المستقیم قرار گیرد بر ضد ظالمان و ستمگران و ناهنجاری ها بپا خیزد و جهاد کند و این میسر نخواهد شد مگر به اینکه آن جامعه به فرهنگ جهاد وروحیه شهادت طلبی آذین باشدواین هم بدست نخواهد آمد مگر آنکه نظام خانواده دارای ثبات باشد چراکه خانواده کارگاه انسان سازی ست و پرورش کارآمد غالبا در بطن خانواده ست!
و هشت سال دفاع مقدس را پرورش یافتگان “درک ” هدایت کردند نه صاحبان “مدرک”…!!!………………….

مداد العلماء افضل من الدماء الشهداء

مداد العلماء افضل من الدماء الشهداء…..و خوشا بر آن عالمی که

قلمش به “صــــدفـــــ صدق” آذین گشت و به “جوهره ی حق” مزین!!….

و تو ای قتیل العبرات! ….همچنان است پر فروغ و عالمتــــاب

دایره در دایره پـــــژواکــــــــــــــــ صــدایش!!!!!!!

اوقات فراغت

یکی از مسائل بسیار مهمی که در زندگی همۀ ما انسان­ها و در کنار کار و فعالیت­های روزانه از اهمیت ویژه­ ای برخوردار است، اوقات فراغت و چگونگی گذران این اوقات در زمان بیکاری است. فراغت در معناي جديد آن پديده­ اي است ‌تازه كه بر اثر صنعتي ‏شدن و شهرنشيني به وجود آمده و آن را نمي‌توان با بيكاري قرون گذشته مقايسه كرد. در اين معنا اوقات فراغت زماني است كه در آن شخص آن ­گونه كه مي‌خواهد عمل مي‌كند و در آن الزامي وجود ندارد. در نتيجه با نوعي طيب خاطر و رضايت سپري مي‌شود. از اين رو اوقات فراغت را مي‌توان مهم‌ترين و دلپذيرترين اوقات انسان دانست. اين اوقات ممکن است براي عده‌اي متضمن تعمق و تفكر و ساختن و ابداع باشد و براي عده‌اي بيشتر شامل بازآفريني قواي جسمي و رواني و براي برخي ديگر صرفاً شامل سرگرمي و تفريح باشد (رفعت­ جاه و همکاران، ۱۳۸۹).

فعاليت­هاي اوقات فراغت امروزه از چنان اهميتي برخوردار است كه حتي از آن به مثابه آيينۀ فرهنگ جامعه ياد مي‌كنند، به اين معني كه چگونگي گذران اوقات فراغت افراد يك جامعه تا حد زيادي معرف ويژگي­ هاي فرهنگي آن جامعه است….محققان فراغت و بسیاری از نظریه­ پردازان اجتماعی، بر این نکته اتفاق نظر دارند که رفتارها و مصارف فراغت، وجه مهمی از سبک زندگی را در جامعه معاصر تشکیل می‌دهد. …