آدم های ساده را, ساده نگیرید!!

گفتم: ای آقا چرا حرفهای منو جدی نمی گیرید؟!!
آخه جان برادر این بار چندمه که من هی کسب تکلیف میکنم و شما هی به لبخندی مرا راهی…
عزیزمن مسأله تنها باطل شدن نماز من نیست!!!….پای نمازیک جماعت در میونه!!!
آخه حاجی جون, چند بار بگم این حاج آقای بزرگوار شما اونقدر پیر شدن که اصلن تمرکز حواس براشون نمونده!!
به مولا قسم مصلحت نیست ایشون امام جماعت باشند و مردم به ایشان اقتدا کنند!!
حالا از ما گفتنو از شما خندیدن!!!
حاجی با یه لبخند رو کرد بهمو گفت: میتونی اینو ثابت کنی؟!!
با اطمینان کامل گفتم البته که ثابت میکنم!!
فقط شما قول بده دراین مدتِ نه چندان کوتاه منو همراهی کنید موقع نماز!!!
ایشونم با همون تبسم همیشگی شون گفتن:باشه حتمن!!…
اولین باربعد ازاتمام نمازمغرب وعشاء به بهانه ی قبول باش رفتم کنارحاج آقا و گفتم: حاج آقا تقبل الله……..