عصر بیشعوری

«انحطاط» در لغت به معنای «پست شدن»، «پستی» و به «پستی گراییدن»، آمده است. انحطاط در حقیقت همان سقوط اخلاقی و سقوط از مقام و جایگاه انسانی است که در برابر کرامت انسانی قرار می‌گیرد. همان کرامتی که یکی از مهم‌ترین شاخصه‌های حقیقت انسان به شمار می‌رود، و به همین دلیل خداوند به فرشتگان امر فرمود تا در مقابل انسان به خاک بیفتند.
… انحطاط و سقوط اخلاقی که باعث سقوط انسان از مقام و جایگاه انسانی می‌شود، به عوامل مختلفی بستگی دارد. تعدادی از آیات قرآن بیانگر این است که انسان‌ها به جهت غفلت و به کار نگرفتن عقل و اندیشه و عمل نکردن به مقتضای آن، کرامت انسانی خویش را از دست داده‌اند… متأسفانه در قرنی هستیم که توهم دانایی منجر به بروز فاجعه ی عظیم جاهلیت مدرن شده است. جاهلیتی که که هر چیزی را می توان به نام علم به خورد ذهن های خفته داد و همزمان با معضل تکرار پذیری علوم پا به پای بذر پاشی های کلان تا شکوفایی سرزمین جهل پیش رفت. به طوری که ماحصلش چیزی نباشد جزء سرگشتگی ابناء بشر و سقوط دوباره اش. عصری که با ترفندهایی چون تخدیر و تزریق رسانه ای، تقصیر محتوای علمی، و در نهایت با توسل بر تشکیک، تخریب و تحمیر ذهن ها،  آن چنان اندر لعاب واژگان و مفاهیم خوش آب و رنگ…

جهل و خرافه

خانم مداح بلند فریاد زد،
هرکه حاجت داره بیاد وسط..
به طرفه العینی از دختر بچه سه ساله گرفته تا پیرزن نود ساله از جاشون پا شدن و پریدن وسط…
در وسط گود همه دو دستی و محکم پا به پای مداح سینه می زدند و نوحه سرایی می کردند..
همون موقع بود که سینی پشت سینی آذین شده به سبزه و حناء و خرما و شمع های روشن روی سر برخی از خانمها دست به دست که چه عرض کنم،،بی وقفه سر به سر میشد …
یهو فریاد مداح بلند شد که آاااای حاجت دارها…
سینیِ حضرت قاسمِ هااااااا ….
مُراد داری، بسم الله….
خانمها هم چنان یورش بردند به سمت چرخاندن سینی، که انگار داشتند سکان کشتی هدایت بشریت رو هدایت می کردند…