خشوع و خشیت دو بال عبادت

کی از بهترین راه¬های ایجاد خشوع و شکستگی، تأمل در آیات قرآن کریم است و برای رسیدن به مقصد و نمازی که انسان را به معراج ببرد، راهی جز فروشکستن وجود ندارد. که چنانچه خداوند به انسان توفیق دهد که در مقابل خدا شکسته شود و انانیّت و منیّت سرمایه-های دروغینی که برای خود قائل بود را بشکند در این حال باید گفت او به مقصد رسیده است و جزء رستگاران شده است…..

پرسش های زمینی پاسخ های آسمانی

استاد، آدم عجیبی بود.
از آن دسته آدم‌هایی که حتی طعمِ بدِ قورمه‌سبزی ننه‌قمرها را هم، به بیخ‌ و‌ ریشِ دین و آیین می‌چسباندند و به درون هر قفل زنگ زده ای کلید می چرخاندند تا دانشجوهای بینوای اجاره‌نشینِ فکری را به نقدِ دین تحریک کنند….
انگار نه انگار کلاس، کلاس جامعه شناسی بود. آنقدر که از در و دیوار، تابلو و آدم‌هایش حرف که نه، حرّافی می‌بارید!
یک پا برای خودش، کانون تحریکات سیاسی-اجتماعی-دینی شده بود.
از بختِ بد، در آن کلاسِ سی نفره‌ی به هر سر و  سو سودا، حتی یک‌نفر هم به‌جهت تراز فکری، با من یار نبود؛ و از این باب، در فقری ناتمام دست‌و‌پا می‌زدم.

دلزدگی زناشویی

  برشی از کتاب دلزدگی زناشویی: …. از زمانی که تلفن همراه وارد زندگی انسان شده ما شاهد آنیم که مرز میان حوزه ی عمومی و خصوصی به میزان قابل توجه ای شناور شده و هر کس خواسته یا ناخواسته…

ریشه در خاک. خان پری

جلد اول کتاب ” ریشه در خاک “ تحت عنوان “خان پری “به قلم لیلا محمدپور به تازگی از نشر داسای منتشر شده است. این کتاب زندگی نامه ی زنی بختیاری است به نام خان‌پری. که همگی گویای تصاویری غنی…

آساره صبح

رمانی جذاب، سرشار از جملات طلایی و ماندگار…که در لحظه لحظه ی گلبرگ صفحاتش سروشی در گوش جان فریاد می زند: آهای مدعی خمار عشق!
حواست خوب به روزنه ی چشمان و تپش حنجره ی قلبت باشد.
حال که به دیده ی سَر محو تماشای مسیری، غافل از خطرات ره مباش!
چرا که لذت ها به نسبت طعم شان، قیمت دارند.
و در این عصرجدید آذین به حدید، طلای وجود را  نمی توان بر چسب قیمت زد. نمی توان به بازار مسگرها دست به دستش کرد و در نهایت به حراجش گذاشت..

عصر بیشعوری

«انحطاط» در لغت به معنای «پست شدن»، «پستی» و به «پستی گراییدن»، آمده است. انحطاط در حقیقت همان سقوط اخلاقی و سقوط از مقام و جایگاه انسانی است که در برابر کرامت انسانی قرار می‌گیرد. همان کرامتی که یکی از مهم‌ترین شاخصه‌های حقیقت انسان به شمار می‌رود، و به همین دلیل خداوند به فرشتگان امر فرمود تا در مقابل انسان به خاک بیفتند.
… انحطاط و سقوط اخلاقی که باعث سقوط انسان از مقام و جایگاه انسانی می‌شود، به عوامل مختلفی بستگی دارد. تعدادی از آیات قرآن بیانگر این است که انسان‌ها به جهت غفلت و به کار نگرفتن عقل و اندیشه و عمل نکردن به مقتضای آن، کرامت انسانی خویش را از دست داده‌اند… متأسفانه در قرنی هستیم که توهم دانایی منجر به بروز فاجعه ی عظیم جاهلیت مدرن شده است. جاهلیتی که که هر چیزی را می توان به نام علم به خورد ذهن های خفته داد و همزمان با معضل تکرار پذیری علوم پا به پای بذر پاشی های کلان تا شکوفایی سرزمین جهل پیش رفت. به طوری که ماحصلش چیزی نباشد جزء سرگشتگی ابناء بشر و سقوط دوباره اش. عصری که با ترفندهایی چون تخدیر و تزریق رسانه ای، تقصیر محتوای علمی، و در نهایت با توسل بر تشکیک، تخریب و تحمیر ذهن ها،  آن چنان اندر لعاب واژگان و مفاهیم خوش آب و رنگ…

دل آوار

دل آوار گلبرگی ست سرخ، معطر به شمیم قلم مهر بانوی آیینه سان سرکار خانم دکتر لیلا عبدی که در برگ برگ پیچک سبز قلم نوشینش، جناب عشق آهسته و پیوسته سر از گلستان عشق چنین فریاد بر می آورد که:
می ارزد همه عمر دل آوار کسی باشی که به قدر لحظاتی دلت زیر آوارِ مهرش، مدفون باشد….

فریاد سکوت

صدایی که به گوشی نرسد، بگذار در ته چاه بماند.
کدام گوش، صدای ما را شنید که امروز حسرت روزهای ناطق را بخوریم.
ما همیشه صامت بودیم؛ حتی آن گاه که فریاد می‌کشیدیم….پچ‌پچ‌کنان می‌گویم که صدای فردا را امروز بشنوید.”…

برای هم وقت بگذاریم

همه آدم ها به دنبال این هستند که کنارشون گوشی داشته باشند واسه شنیدن حرفاشون,

چشمانی رو داشته باشند, که به گرمی نگاهشون خستگی هاشون رو بتکونند و بندازند دور, و در کل کسی رو داشته باشند که از گرمای حضورش, چایی شون یخ بزنه و از هم صحبتی باهاش اصلا و ابدا سیر نشن!! ..

قهرو آشتی

  می گویند: مردها که می¬روند واقعاً می¬روند شوخی ندارند منت¬کشی و تماس و خواهش و نگاه حالیشان نیست… چنان می¬روند که انگار هیچ وقت نبوده¬اند!!! حتی رد پایشان را هم روی برف جا نمی¬گذارند، محض دلخوشی. اما… اما هیچ…